تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
هيهات ، كه هركس در گرو اعمال خود است و خود دو دست دارد [ كه با آن عمل مىكند ] پس هرچه مىخواهى بگير يا رها كن و واگذار . راوى گويد : پس مأمون عمامه خود را بر زمين زد و گفت : اى دعبل به خدا قسم راست گفتى !

[ 141 - موعظهء حضرت على عليه السّلام بعد از نماز صبح ]

[ 157 ] 11 - امام باقر عليه السّلام فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام در عراق نماز صبح را با مردم خواند پس هنگامى كه نمازش به پايان رسيد مردم را پند داد . پس آنگاه از ترس خدا گريست و مردم را گرياند . سپس فرمود : به خدا قسم ! در زمان دوستم فرستاده خدا با گروه‌هايى دمساز بودم و آنان شب را به صبح مىرساندند و ژوليده و با لباس‌هاى كهنه و لاغراندام قدم برمىداشتند در حالى كه ميان چشمانشان همچون زانوان بز پينه بسته بود . شب را براى پروردگارشان در سجده و قيام ، به صبح مىرساندند . دائما در حال ركوع و سجود بودند و با پروردگارشان مناجات مىكردند و از او رهايى از آتش در دوزخ را مىطلبيدند . به خدا قسم ! با همه اين خصوصيات آنان را درحالى مىديدم كه هراسناك و ترسان بودند .

[ 142 - خداوند متعال امر مىفرمايند روز قيامت به مناديان كه ندا بزنيد كه يا اهل صبر و يا اهل فضل و اى همسايگان خدا ]

[ 158 ] 12 - امام باقر عليه السّلام از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله روايت مىكند كه ايشان فرمودند : هنگامى كه قيامت برپا شود خداوند آفريدگان را در يك مكان جمع مىكند و منادى از جانب خدا ندايى در مىدهد و آن ندا را به گوش آخرين اهل محشر همچون اولين ايشان مىرساند و مىگويد : اهل صبر كجا هستند ؟ پس گروهى از مردم برمىخيزند و گروهى از فرشتگان به استقبال آنان مىروند و ايشان مىگويند : اين صبرى كه شما به آن رفتار نموده‌ايد چه صبرى است ؟ پس پاسخ مىگويند : جانهاى خويشتن را بر بندگى خدا واداشتيم و از نافرمانى خدا بازداشتيم . راوى گويد : پس منادى از جانب خدا ندا در مىدهد : بندگان من راست گفتند .