و لشگريان [ يزيد ] آنان را در برگرفته بودند و مردم براى مشاهدهء آنان از خانه خارج شده بودند پس هنگامى كه زنان كوفه آنان را مشاهده كردند كه بر شتران بىجهاز سوار گشتهاند شروع به گريه نمودند و به سر و سينه زدند . پس شنيدم كه امام سجّاد عليه السّلام با صدايى ضعيف و آرام درحالى كه بيمارى او را ناتوان ساخته بود و بر گردنش غل و زنجير بود و دستش بر گردنش زنجير شده بود مىفرمود : اين زنان گريه مىكنند ، پس چهكسى ما را به قتل رساند ؟
راوى گويد : و زينب دختر على عليه السّلام را مشاهده كردم و هرگز زنى باحيا و پردهنشين نديدم كه گوياتر از او سخن گويد گويى از زبان امير مؤمنان عليه السّلام سخن مىگويد . راوى گويد : به مردم اشاره كرد كه خاموش شوند . پس نفسها به شماره افتاد و صداها آرام شد . پس گفت : ستايش از آن خداست و درود بر پدرم فرستادهء خدا صلّى اللّه عليه و إله ، امّا بعد : اى اهل كوفه و اى اهل فريب و فروگذاشتن . اشكهايتان خشك مباد و نالههايتان خاموش مباد . مثل شما مثل آن زن كه آيا [ سبكمغزى ] پشمهاى تابيدهء خود را ، پس از استحكام ، وا مىتابد ، و پيمان و سوگندهاى خود را وسيلهء خيانت و فساد قرار مىدهيد . وجود [ نحل ( 16 ) : آيهء 92 ] درميان شما جز خود پسند و پرمدّعا و سنگدل و آتشافروز و خود بزرگبين [ و يا كينهجو ] دارد ؟ در برخوردهايتان ناتوان و در مقابله با دشمنان ضعيف هستيد . پيمانشكنيد و ذمه و پناه را تباه مىسازيد پس بد چيزى را براى خود از پيش فرستاديد و غضب پروردگار بر شماست و در عذاب جاودانهايد . آيا مىنگريد ؟ به خدا قسم ! بگرييد كه سزاوار گريستن هستيد ، فراوان بگرييد و اندك بخنديد . همانا به ننگ و عيب اين عمل نايل گشتيد و آلودگى اين كردار هرگز از شما پاك نخواهد شد . پس فرزند خاتم پيامبران و سرور و آقاى جوانان اهل بهشت و پناهگاه خوبانتان و محلى كه در هنگام بىتابى از بلاها به آن پناه مىبرديد و نشانه راه راست و طريق و مسير حجّتتان را خوار ساختيد و به قتل رسانديد . آگاه باشيد كه چه بدبارى بر دوش خواهيد داشت . هلاك و سرنگونى بر شما باد و تلاشتان در زيانكارى و دستانتان قطع و معاملهتان در خسران باد . غضب پروردگار را براى خود خريديد . « مهر ذلّت و نياز بر پيشانى آنان زده شد . » [ بقره ( 2 ) : آيهء 6 ] واى بر شما !
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: صادق حسن زاده
ص١٩٩