نظر وجود دارد . برخى مىگويند كه آن هنگام كه ابليس از سجده بر آدم سرپيچيد از بهشت بيرون رانده شد و آدم و حواء در بهشت بودند و آدم هراز گاهى به درب ورودى بهشت نزديك مىشد و ابليس كه در آن حوالى بود با آدم سخن مىگفت . گروهى نيز مىگويند كه شيطان در روى زمين با آدم و حواء سخن گفته است . برخى نيز بر اين باورند كه ابليس از درون آرواره مار با آدم و حواء سخن گفته است .
نگارندهء كتاب « الكامل » گويد : آنگاه كه نگاهبانان بهشت نگذاشتند كه ابليس وارد بهشت شود او به شكل حيوانات گوناگون درآمد تا شايد بتواند به بهشت درآيد و با آدم و حواء سخن گويد . اما شيطان به شكل هرحيوانى كه درآمد آن حيوان از اين كار سر بازمىزد تا اينكه نزد مار آمد و به او گفت : اگر مرا نزد آدم و حواء برسانى در پناه من خواهى بود و من از تو پشتيبانى خواهم نمود . مار نيز ابليس را در ميان دندانهاى عقب خويش جاى داد و او را وارد بهشت نمود . در برخى روايات نيز آمده است مار پيش از همكارى با شيطان از زيباترين حيوانات بود و بر چهار دست و پا حركت مىكرد و پس از همكارى با ابليس به فرمان خداوند به شكل كنونى و در زمرهء خزندگان درآمد « 1 » . برخى گفتهاند كه ابليس ، آدم و حواء را با نامهنگارى فريفت اما عدهاى نيز مىگويند كه ابليس رودررو با آدم و حواء سخن گفت .
در روايتى آمده است كه زهرى كه در نيش مار نهفته است اثر نشيمنگاه شيطان است و يا اينكه زهرى كه در وجود مار است به خاطر ابليس آفريده شده است .
سرگذشت آدم شبههانگيزترين حكايت در ميان زندگى پيامبران است و قرآن نيز در اينباره مىفرمايد :
« وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى » .
علم الهدى - طاب ثراه - دربارهء عصيان آدم مىفرمايد : عصيان به معناى مخالفت ورزيدن با كارى است كه اعم از واجب ضرورى و يا مستحب است و
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ج 1 ص 33 .