تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
آدم به سوى كوه صفا و حواء به سوى كوه مروه رفتند و آنگاه با نداى اللّه اكبر و لا إله الا اللّه حجر الاسود را در جاى خويش نهادند و به همين سبب است كه حج‌گزاران هنگام رويارويى با حجر الاسود نداى خويش به اللّه اكبر بلند مىدارند « 1 » . از امام صادق عليه السّلام روايت شده است : حواء در بهشت موهاى خود را شانه مىزد اما هنگامى كه آدم به كوه صفا هبوط نمود و حواء به كوه مروه فرود آمد حواء با خويش گفت : اينك كه خشم خدا مرا فراگرفته است ديگرچه نيازى به شانه دارم . او شانه را شكست و تكه‌هايش را به اطراف پرتاب كرد . ديرى نگذشت كه از تكه‌هاى شانه عطرى نيكو و خوش در هوا پخش شد و بوى عطر به سرزمين هند رسيد و از اين‌روى است كه عطر و عود هندوستان پرآوازه است . در روايت ديگرى آمده است : حواء بافته‌اى از گيسوان خويش را از هم گسست و خداوند از گيسوان او عطرى خوش را در هوا پراكند . حضرت على عليه السّلام در روايتى فرموده‌اند : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء آفرينش سگ پرسيدند . فرمود : خداوند سگ را از بزاق دهان ابليس آفريد . آن حضرت در ادامه فرمودند : هنگامى كه آدم و حواء بر زمين هبوط كردند آنها به شكل دو جوجه بودند كه از ترس ، بر خود مىلرزيدند . آنگاه ابليس به نزد حيوانات درنده‌اى رفت كه پيش از آن در زمين آفريده شده بودند و به آنان گفت : هم‌اينك دو پرنده از آسمان فرود آمدند كه تاكنون كسى بزرگتر از آنها را نديده است . شتابان به سوى آنها رويد و آن‌دو را طعمهء خويش سازيد . حيوانات درنده زوزه‌كشان پشت سر ابليس به راه افتادند . در اين گيرودار ابليس چنان شتاب‌زده سخن مىگفت كه از گوشهء دهانش قطره‌اى بزاق بر زمين افتاد . خداوند از آن بزاق دو سگ نر و ماده آفريد . ماده‌سگ در سرزمين
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 2 ص 136 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 100 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده