حواء خورد و پيوسته از خوشهها خوردند تا به هجده عدد رسيد همچنين مىتوان اينگونه گفت كه آن ساقهء گندم شش خوشه داشت و بر هرخوشه اش سه دانه بود .
در روايتى آمده است كه هنگامى كه آدم بر زمين فرود آمد از سرزمين هند به راه افتاد و قدمگاه او همان قدمتگاه گامهاى موسى بن عمران است . او بيابان خشكى را پيمود تا سرانجام به كعبه رسيد و بر گردش طواف نمود .
از « ابن مسعود » دربارهء ايام البيض پرسيدند . او چنين پاسخ گفت كه از پيامبر خدا شنيدم كه آنگاه كه آدم خدا را نافرمانى نمود خداوند ندا داد كه اى آدم از جوار رحمت من بيرون شو ؛ زيرا جوار من جايگاه هيچ گناهكارى نيست . پس آدم گريست و فرشتگان نيز آواى خويش را به گريه بلند كردند .
جبرئيل آدم را كه چهرهاى سياه و زار يافته بود به زمين فرود آورد . در اين هنگام فرشتگان نالهگرانه و گريان به خداوند گفتند :
پروردگارا ، اين بنده ، آفريدهء توست كه فرشتگان تقرّب يافته را به سجده بر او فرمان دادى و اينك به خاطر يك گناه رخسارش را تيره ساختى ؟
در اين هنگام ندايى آسمانى به گوش رسيد كه آى آدم ! براى پروردگارت روزه بدار . آدم ، آن روز را كه روز سيزدهم ماه رجب بود به روزهدارى سپرى نمود و يكسوم تيرگى رخسارش از ميان رفت . نداى آسمانى ، آدم را در روز چهاردهم و پانزدهم نيز به روزهدارى فرا خواند و آدم با روزهدارى هرروز ، يكسوم تيرگى رخسارش از ميان رفت تا اينكه همهء سياهى چهرهاش از ميان رفت . اينروزها « ايام البيض » ناميده شد كه خداوند بياض و سپيدى رخسار آدم را به او بازگرداند ، پس آنگاه نداگرى در آسمان ندا داد : اى آدم ! اين سه روز براى تو و فرزندانت به گونهاى قرار داده شد كه هركه اين سه روز را روزه بدارد گويى همهء « دهر » را روزه داشته است . آنگاه آدم در رخسارش ريشهاى سياهرنگ و انبوهى را ديد و از خداوند پرسيد : اينها چيست ؟ خداوند فرمود : اينها ، محاسن و آراستگى تو و فرزندان ذكورت تا هنگامهء رستاخيز است .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٨٦