رنگ بدنش شكوه نمود .
جبرئيل به آدم گفت : برخيز و نماز صبح بخوان . پس از آنكه آدم نماز صبح را بهجاى آورد ديد كه خالها از صورت تا سينهاش محو شده است .
پس از آن جبرئيل آدم را به خواندن نماز ظهر سفارش نمود . آدم نيز نماز ظهر را برپا داشت و پس آنگاه ديد كه لكهها تا ناف محو شده است .
سپس جبرئيل آدم را به خواندن نماز عصر فرا خواند . آدم براى اقامهء نماز عصر برخاست و آن را بهجاى آورد و پس آنگاه مشاهده نمود كه خالها تا زانوهايش ناپديد شده است . غروب شد و آدم به اقامهء نماز مغرب پرداخت و پس آنگاه ديد كه خالها تا ابتداى مچ پاهايش ناپديد گشته است و سرانجام آدم با برپا داشتن نماز عشاء از آن بيمارى بهبودى كامل يافت . آدم پس از بهبودى ، خداوند را سپاس گفت و آنگاه جبرئيل به او چنين گفت : مثل فرزندان تو بسان آن خالهاى سياه است ؛ هريك از فرزندان تو در شبانهروز پنج نوبت به نماز ايستد از گناهانش رهايى مىيابد همانگونه تو از بيمارىات رها گشتى . « 1 »
روزى مردى شامى از امير مؤمنان پرسيد : چرا مردان دو برابر زنان ارث مىبرند ؟ آن حضرت فرمودند : زيرا خوشهء گندمى كه آدم و حواء خوردند سه دانه گندم داشت كه حواء يك دانهاش را خورد و آدم دو دانهاش . « 2 »
اين سؤال را از امام صادق عليه السّلام نيز پرسيدند آن حضرت پاسخ فرمود : آن خوشهء گندمى كه آدم و حواء از آن خوردند هجده دانه داشت . آدم دوازده دانه و حواء شش دانه از آن را خورد و از اينروى ، مردان دو برابر زنان ارث مىبرند . « 3 »
نگارنده گويد : دو روايت گفته شده را اينگونه مىتوان جمع نمود كه نخستين خوشه سه دانه گندم داشت كه دو دانهاش را آدم و يك دانهاش را
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 2 ص 134 .
( 2 ) . علل الشرايع ج 2 ص 294 .
( 3 ) . همان .