تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
آدم و حواء توبه‌گرانه ندا سردادند ؛ خدايا ، به حق بزرگواران درگاهت محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان پس از او ، از تو مىخواهيم كه توبهء ما را بپذيرى و ما را بيامرزى . پيامبران پس از آدم نيز اين سنّت را به امانت نگاه داشتند و جانشينان خويش را برپايبندى به اين سنت سفارش كردند ، زيرا اين امانت چنان گران بود كه بر پشت همهء موجودات سنگينى مىكرد و تنها انسان توانست آن را بر دوش كشد و هرستمى تا روز رستاخيز از اين ستم ريشه گرفته است و اين همان فرمايش خداوند است كه :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ؛
« 1 » ما امانت خويش را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم ولى از پذيرفتن آن سر باززدند و از آن هراسيدند و انسان آن را پذيرفت و به راستى او در حقّ خويش ستمكار نادانى بود » . نگارنده گويد : دربارهء روايت فوق نبايد چنين پنداشت كه آدم همچون ستمكاران و غاصبان حقّ اهل بيت است بلكه آدم در آرزوى مقام اهل بيت به غاصبان حق اهل بيت تشبيه شده است و به‌هرحال آدم تنها فرمان مستحبى خداوند را نافرمانى نمود و غاصب و خيانتكار در امانت الهى نبود . مقصود از « فيأبون عملها » نيز همان ادعاى ناحق و غصب مقام ولايت است . « زجاج » نيز گويد : هركه در امانت الهى خيانت ورزد پس بر حمل آن همت گمارد . و هر كه از حمل آن سر باززند امانت‌دارى نموده است . بر خلاف گفته گروهى از مفسران آدم بر دوش‌كشندهء اين امانت گرانبار نبود و نمىتوان كلمهء « انسان » را به آدم تفسير نمود و به هرصورت بهتر آن است كه قول نخست را بپذيريم و آن را بر تشبيه و مجاز حمل كنيم ؛ زيرا اگر قول دوم پذيرفته شود بنابر فرمايش امام صادق عليه السّلام آن گناه در شمار نخستين گناهان محسوب مىشود
هامش
( 1 ) . سوره احزاب / 72 .