تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
در برابر رفتار آنان كارشان را به صلاح مىآورد . ذو القرنين با ديدن خوشبختى و سعادت آن مردم تصميم گرفت كه با آنان زندگى كند و تا پانصد سالگى كه عمرش به سر آمد با آنان زندگى نمود . « 1 » در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : آنگاه كه ذو القرنين به سوى قومش برانگيخته شد ضربه‌اى به سمت راست سرش زدند و پانصد سال جان از بدنش جدا شد و مرد . خداوند دوباره او را زنده كرد و بار ديگر به سوى قومش برانگيخته شد . اين‌بار نيز ضربه‌اى به سمت چپ سرش زدند و دوباره پانصد سال از دنيا رفت . پس از آن خداوند دوباره او را زنده كرد و او را فرمانرواى شرق و غرب عالم نمود . از امير مومنان على عليه السّلام پرسيدند : ذو القرنين پيامبر بود يا پادشاه ؟ آن حضرت فرمود : او نه پادشاه بود نه پيامبر ، بلكه او بنده‌ى شايسته خداوند بود و خداوند او را دوست داشت و او نيز خداوند را دوست داشت و به خداوند اخلاص مىورزيد و خداوند نيز خيرخواه او بود . خداوند او را به سوى قومش برانگيخت و اين‌بار نيز ضربه‌اى به سمت چپ سرش زدند . او سومين بار كه به سوى قومش روانه شد خداوند فرمانروايى همه گيتى را به او داد و هم‌اينك كسى كه بسان اوست در ميان شماست [ و حضرت على عليه السّلام خودش را معرفى نمود ] . هنگامى كه ذالقرنين از شهرى مىگذشت صداى غرّان او ، رعد و برقى را برپا مىكرد و هردشمنى به هلاكت مىرسيد . ذو القرنين شنيد كه خداوند چشمه‌اى دارد كه « عين الحياة » نام دارد و هركه از آن چشمه ، آب بنوشد عمرش جاودان مىگردد . ذو القرنين سيصد و شصت نفر از يارانش را كه حضرت خضر نيز در ميان آنان بود گرد آورد و به هريعنى چه ؟ يك ماهى داد تا هريك از آنان به سوى چشمه‌اى روند و ماهى را در آب آن چشمه بشويند تا هرماهى كه زنده ماند نشان دهد كه آب آن چشمه ، آب حيات بوده است . هريك از ياران ذو القرنين به سراغ چشمه‌اى رفتند و حضرت خضر عليه السّلام نيز به كنار چشمه‌اى رفت و به شستن ماهى
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 2 ص 183 و 184 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 260 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده