شدن فرزندت به دست خود ؟ گفت : كشته شدن مظلومانهء پسر پيامبر آخر الزمان دردناكتر است . آنگاه خداوند فرمود : اى ابراهيم ، به زودى گروهى كه ادعا مىكنند از ياران پيامبر آخرالزمان هستند فرزندش حسين را همچون گوسفندى سر مىبرند اما ديرى نمىگذرد كه خشم من آنان را فرا مىگيرد .
ابراهيم با شنيدن اين سخنان اندوهگين گرديد و اشك از ديدگانش فروريخت .
خداوند در اين هنگام به او فرمود : به خاطر اينكه در مصيبت حسين گريستى اسماعيل را بر تو بخشيدم و پاداش بزرگى بر تو ارزانى داشتم « و فديناه به ذبح عظيم » و او را به قربانى بزرگى فدا نموديم . « 1 »
نگارنده گويد : آن ذبح عظيم كه فديه اسماعيل بود خود امام حسين نبود بلكه مصيبت بر آن حضرت بوده است ؛ برخى از بزرگان بر اين باورند كه منظور از آن فديه ، باقى ماندن نسل امامان معصوم است ؛ چرا كه اسماعيل جدّ همه امامان است و اگر او قربانى مىشد اين نسل منقطع مىگرديد . در تفسير على بن ابراهيم امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : هنگامى كه ابراهيم براى فرمانبردارى از خداوند به قربانىكردن اسماعيل پرداخت پيرمردى از آنجا مىگذشت . او با ديدن اين صحنه كه ابراهيم فرزندش را كه لحظهاى نافرمانى نكرده بود قربانى مىكند به شدت ابراهيم را سرزنش نمود و گفت : ابليس تو را واداشته است كه فرزندت را قربانى كنى ؛ زيرا اگر تو چنين كنى ديرى نمىگذرد كه همه پدران ، فرزندان خود را قربانى مىكنند . ابراهيم پاسخى به پيرمرد نداد .
آنگاه پيرمرد به كنار اسماعيل آمد ولى اسماعيل نيز سخنى به او نگفت و به پدرش اشاره كرد كه فرمان الهى را انجام دهد . در اين هنگام اسماعيل به پدرش گفت : پدر جان ، صورتم را با دستمال ببند و دست و پايم را نيز محكم ببند . ابراهيم سرش را بالا گرفت و فرزندش را به پهلو خواباند و كارد را روى گلويش گذاشت اما آن لحظه كه خواست كارد را بر گلوى فرزندش بفشرد جبرئيل سر تيز چاقو را بازگرداند و قوچى بهشتى را در زير دست ابراهيم قرار
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ج 1 ص 187 .