داد . ناگهان ندايى از سوى مسجد خيف در گوش ابراهيم پيچيد كه « يا ابراهيم قد صدّقت الرّؤيا » ؛ اى ابراهيم روياى تو تحقق يافت . « 1 »
همچنين در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرموده اند : قيصر روم به وسيلهء فرستادهاى از امام حسن عليه السّلام پرسيد : « آن هفت چيز كه هرگز در رحم مادران خويش نبودهاند چه هستند ؟ آن حضرت به قيصر روم چنين نوشت : آدم ، قوچى كه براى قربانى نزد ابراهيم فرستاده شد ، ناقهى صالح ، ابليس ، مار و كلاغ » و نام همه اينها در قرآن آمده است . « 2 »
مردى از اهالى شام نيز همين سؤال را از امير مومنان پرسيد . آن حضرت فرمود : آدم ، حوا ، قوچ ابراهيم ، عصا يا مار موسى ، ناقهى صالح و خفاش عيسى . « 3 »
در علل الشرايع آمده است كه ابان بن عثمان از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چرا طحال گوسفند حرام است در حالى كه هنگامى كه ابراهيم قوچ بهشتى را قربانى نمود طحال بخشى از بدن حيوان بود ؟ امام عليه السّلام فرمود : هنگامى كه قوچ فرستاده شد تا ابراهيم آن را قربانى كند ابليس از آن حضرت خواست تا سهم او را نيز از گوسفند به او دهد . نخست ابراهيم از دادن سهمى به ابليس سرباز مىزد ولى خداوند فرمان داد تا طحال و دنبلان گوسفند را به ابليس دهد ؛ زيرا آن دو عضو ، جايگاه جمع شدن خون و نطفه حيوان هستند و به همين سبب حراماند . راوى در ادامه گويد كه پرسيدم : پس چرا خداوند نخاع را حرام نمود ؟ فرمود : زيرا نطفه حيوان از آن محل مىجهد . « 4 »
در كتاب كافى آمده است كه امام رضا عليه السّلام فرمودهاند : اگر خداوند حيوانى بهتر از گوسفند آفريده بود بىگمان آن را فديه اسماعيل قرار مىداد . « 5 »
طبرسى رحمه اللّه در مجمع البيان فرمودهاند : روزى ابراهيم در خلوت ،
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ج 2 ص 225 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 271 .
( 3 ) . عيون اخبار الرضا ج 1 ص 221 .
( 4 ) . علل الشرايع ج 2 ص 283 .
( 5 ) . فروغ كافى ج 6 ص 310 .