تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
گفته‌اند كه هنگامى كه او به ستارگان نگاه مىكرد آنها را به انسانى تب كرده تشبيه كرد و چنين استدلال آورد كه گويا هنگام بيمارىاش فرارسيده است . برخى ديگر چنين گفته‌اند كه ستاره‌شناسان آن روزگار عادت داشتند كه در ستارگان خيره شوند و ستارگان را خاستگاه نيكى و بدى مىدانستند ؛ ابراهيم نيز گفت كه من بيمارم تا ستاره‌شناسان گمان كنند كه او به وسيلهء ستاره‌اى ، به شر بيمارى گرفتار شده است و بدين ترتيب او را به حال خود واگذارند . گروهى نيز گفته‌اند كه خداوند با اين نشانه به او وحى نمود كه در آينده اى نزديك دچار بيمارى خواهد شد و نشانهء آن درخشيدن ستاره‌اى و يا پيوستن آن ستاره به ستاره دنباله‌دارى ديگر بود . وجه ديگرى كه گفته‌اند آن است كه مقصود از سقم و بيمارى ، پريشانى قلبى است كه به خاطر بت‌پرستى مردم ، در دل ابراهيم عليه السّلام پديد آمده بود كه چگونه مردم ستاره‌اى را كه به دست خداوند آفريده شده است مىپرستند . در برخى از روايات اشاره شده است كه ابراهيم با گفتن « إنّى سقيم » توريه كرده است كه توريه به هنگام تقّيه جايز است . در روايتى نيز آمده است كه ابراهيم از آن روى آزرده‌خاطر گشته بود كه در حالت ستارگان ، آينده را مىديد كه بر امام حسين عليه السّلام ستم خواهند كرد و اين خبر را از ستارهء امام حسين عليه السّلام دريافته بود . بايد گفت كه هريك از پيامبران و امامان در آسمان ستاره‌اى دارند كه با آن ستاره شناخته مىشوند همانگونه كه در روايات آمده است : إنّ زحل نجم أمير المؤمنين فلا يقال له نحس ؛ ستارهء زحل براى امير مؤمنان على عليه السّلام است پس اين ستاره را شوم مپنداريد » . امر سوم : حضرت ابراهيم : با ديدن ستاره در آسمان گفت : « هذا ربّى » ( اشكالى كه پيش مىآيد اين است كه چگونه ابراهيم باوجود عصمت ، ستاره را هرچند به مدت اندكى ، به‌عنوان خدا برگزيده است ) . دانشمندان براى اين
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 203 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده