تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ابراهيم نيز به فرمان خداوند عمل نمود و عراره كه از اين فرمان خداوند آگاهى يافته بود گفت : گواهى مىدهم كه خداوندى بسيار كريم و مهربان دارى و من دوست دارم كه به آيين تو ايمان آورم . در اين هنگام ابراهيم با عراره وداع نمود و لوط را در شامات نمايندهء خود قرار داد و خود به سوى بلندىها و كوه‌ها رفت . مدت‌ها سپرى شد و ابراهيم از همسرش ساره داراى فرزندى نگشت . سرانجام ابراهيم و ساره توافق كردند كه هاجر همسر ابراهيم گردد . ابراهيم از اين زن صاحب فرزند شايسته‌اى به نام اسماعيل گرديد . « 1 » اينك به مواردى كه دانشمندان دربارهء زندگى ابراهيم عليه السّلام اختلاف دارند مىپردازيم . امر اول : عالمان و دانشمندان دربارهء پدر ابراهيم عليه السّلام چند نظر ناهمگون دارند ؛ فخر رازى در تفسير آيهء
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
« 2 » گويد : سياق ظاهر آيه نشان از آن دارد كه نام پدر ابراهيم آزر است . برخى ديگر نيز نام پدر ابراهيم را « تارخ » مىدانند . « زجاج » نيز گفته است : برخى از نسب شناسان مىگويند كه پدر ابراهيم تارخ نام دارد و اين سخن دست‌آويزى براى بدخواهان شده است كه قرآن را داراى كاستى و سستى بدانند . زجاج : اين اشكال را اين گونه پاسخ مىدهد : در حقيقت پدر ابراهيم تارخ نام داشت و آزر عموى ابراهيم بود و گاهى عرب ، عمو را به‌عنوان پدر خطاب مىكند ؛ همانگونه كه در آيات قرآن آمده است كه فرزندان يعقوب به پدرشان گفتند :
« أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ
هامش
( 1 ) . روضه كافى ص 370 الى ص 373 . ( 2 ) . سوره انعام / 74 .