تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بايد گفت كه آن سرزمين ، همان سرزمين شام و اطراف كوفه بوده است . رازى در تفسيرش گفته است : آتش سه گونه مىتوانسته بر ابراهيم سرد شود : نخست آنكه خداوند حرارت آتش را از ميان برده و تنها نور و روشنايى آن باقى مانده است . دوم آنكه خداوند بدن ابراهيم را به گونه‌اى معجزه‌آسا در برابر آتش در امان داشته است ؛ همانگونه كه نگهبانان دوزخ چنين خواهند بود و همانگونه كه شترمرغ با بلعيدن تكه‌اى از آتش گداخته ، آسيبى نمىبيند و همچون سمندر كه در آتش مىماند و آسيبى به او نمىرسد . سوم آنكه خداوند ميان ابراهيم و آتش فاصله‌اى پديد آورده تا آتش در ابراهيم نفوذ نكند . « 1 » بنابر سخن محققان ، قول اول نيكوتر است زيرا متناسب با متن آيه است و خداوند آتش را سرد كرده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده‌اند : هنگامى كه ابراهيم در آتش افتاد جبرئيل لباس و زيراندازى بهشتى را براى او آورد و روى او را پوشاند و با او به گفتگو نشست . در تفسير قمى آمده است : هنگامى كه ابراهيم را مىخواستند در آتش افكنند . نمرود از ابراهيم پرسيد : پروردگارت كيست ؟ ابراهيم پاسخ گفت : پروردگارم كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ، نمرود گفت : من نيز زنده مىكنم و مىميرانم . ابراهيم پرسيد : چگونه اين كار را انجام مىدهى ؟ گفت : يكى از دو مردى را كه سزاوار مرگ هستند رها نموده و زنده نگاه مىدارم و ديگرى را مىكشم . آنگاه ابراهيم زيركانه از نمرود خواست كه آن‌كس را كه كشته است دوباره زنده كند . ابراهيم پاسخى قانع‌كننده از نمرود نشنيد و آنگاه از او خواست كه خورشيد را از مغرب برآورد . پس نمرود در حيرت فروماند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير رازى ج 22 ص 189 . ( 2 ) . تفسير قمى ج 1 ص 86 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 195 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده