در آتش افكنند .
« قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ »
« 1 » ؛ او را بسوزانيد و خدايان خويش را يارى كنيد ؛ اگر ( كمك ) كنندهء بتها هستيد » .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : نمرود كه فرعون روزگار خويش بود انسان زيركى نبود ، زيرا در همان آغاز كار تصميم گرفت ابراهيم را در آتش افكند ، ولى فرعون روزگار موسى و مشاورينش زيرك بودند و براى مجازات موسى گفتند :
« قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ . يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ
« 2 » ؛ او و برادرش را نگاه دار و گردآورندگان را در شهرها فرست تا هر جادوگر دانا را نزد تو آورند » .
فرعون مىخواست موسى را در برابر ديدگان مردم بىآبرو كند تا خود به خود ، موسى كنار رود .
روز سوزاندن ابراهيم فرارسيد و نمرود در نقطهاى بلند نظارهگر بود . آتش چنان زبانه مىكشيد كه پرندگان را از فاصلهء يك فرسخى مىسوزاند .
براى سوزاندن ابراهيم منجنيقى ساختند تا او را به سوى آتش پرتاب كنند .
در اين گيرودار آزر بر سر و رويش مىزد و از ابراهيم مىخواست تا به سوى آيين نمرود بازگردد .
در اين لحظه زمين به سخن درآمد و به خداوند عرض كرد : پروردگارا ، بر روى زمين كسى جز ابراهيم تو را نمىپرستد پس چگونه مىگذارى كه او در كام آتش رود ؟ فرشتگان نيز همچون زمين ناليدند .
در اين هنگام خداوند فرمود : اگر بندهام مرا بخواند او را كفايت خواهم كرد و به هنگام نياز دست او را خواهم گرفت . ابراهيم نيز با خداوند اين گونه سخن گفت : « يا اللّه يا واحد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد نجنى من النار برحمتك » از سوى ديگر جبرئيل نزد ابراهيم آمد و به او
هامش
( 1 ) . سوره انبياء / 68 .
( 2 ) . سوره اعراف / 111 و 112 .