تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
« سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ
« 1 » ؛ آن را هفت شب و هشت روز پياپى بر آنان گماشت پس آن قوم را در آن ( شب‌ها و روزها ) چنان بر زمين افكنده مىديدى كه گويى تنه‌هايى پوسيده و افكندهء درختان خرما هستند » . آن باد چنان سهمگين و تند بود كه مردان و زنان را از زمين بلند مىكرد و با صورت به زمين مىكوبيد و همانگونه كه خانه‌ها را درهم مىكوبيد كوه‌ها را نيز نابود مىكرد و همچون ماسه‌هايى نرم مىگرداند . قوم عاد را از آن روى به اين نام ناميده‌اند كه داراى ستون‌هاى بلند بودند كه آنها براى ساختن ستون‌هاى قصرهاى خويش پايه‌هايى را مىتراشيدند كه هم اندازهء كوه‌ها بود و آنها را به درون كاخ‌هاى خود مىبردند . « 2 » در كتاب « احتجاج » آمده است كه على بن يقطين گويد : ابو جعفر داونقى به وزيرش يقطين دستور داد تا در كاخ « العبادى » چاهى را حفر كند . هنوز كار حفر چاه پايان نيافته بود كه دوانقى جان سپرد و جانشينش مهدى عباسى كار او را دنبال كرد . او حاضر بود كه همهء ثروت بيت المال را براى حفر آن چاه هزينه كند . يقطين همراه برادرش كندن چاه را ادامه دادند تا اينكه به حفره‌اى در قعر چاه رسيدند كه از آنجا بادى بسيار سرد مىوزيد . ابو موسى دستور داد تا آن حفره را گشادتر كنند و درپوشى بر آن نهند . پس آنگاه او دستور داد كه دو مرد درون سطلى قرار گيرند و با طناب به درون حفره روند و هرگاه خبرى يافتند طناب را تكان دهند تا آنها را بالا بشكند . آن دو مرد وارد حفره شدند و پس از مدتى طناب‌ها را تكان دادند و كارگران آن دو مرد را بالا كشيدند . آن دو مرد دربارهء ديده‌هاى خود اين گونه گفتند : ما مردان و زنان و خانه‌ها و ظرف‌ها و اشياء گران‌قيمت فراوانى را ديديم كه همگى سنگ گرديده بودند
هامش
( 1 ) . سوره حاقه / 7 . ( 2 ) . علل الشرايع ج 1 ص 47 و 48 .