تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
ياقوت‌هاى به كار رفته در ديوارها و درها را با خود ببرد و تنها توانست اندكى از مرجان‌ها و مشك‌ها و زعفران‌ها را با خود ببرد . هنگامى كه او با شترش به يمن بازگشت مردم را از ديده‌هاى خويش آگاه ساخت و مرجان‌ها را كه به مرور زمان به رنگ ديگرى درآمده بود فروخت . معاويه از ماجراى آن مرد آگاه شد و او را به نزد خود فرا خواند و ماجرا را از زبان خود او شنيد . آن مرد در پايان سخنانش گفت : به خدا سوگند آن شهر چنان زيبا بود كه حتى سليمان بن داود نيز چنين كاخ و ثروتى نداشت . معاويه ، كعب بن احبار را فراخواند تا راز اين ماجرا را از او پرسد . كعب نزد معاويه آمد و گفت : اين شهر با اين ويژگىها كه بازگو كرده‌اند مىبايست از آن شداد بن عاد باشد و آن شهر همان « إرم ذات العماد ؛ شهر قوم عاد با ستون‌هاى بلند » است ( كه در قرآن از آن ياد شده است ) . آنگاه كعب چنين ادامه داد : « عاد اول » كسى غير از عاد قوم هود است . عاد دو پسر به نام‌هاى شدّاد و شديد داشت . پس از مرگ عاد ، آن‌دو به فرمانروايى شرق و غرب رسيدند ولى چندى نگذشت كه شديد جان سپرد . شدّاد به خواندن كتاب بسيار علاقه داشت و هرگاه در كتابى نامى از بهشت و بناهاى مملو از ياقوت و زبرجد مىديد آرزو مىكرد تا همانند آن را در اين دنيا براى خود بسازد . او سرانجام در برابر قدرت خداوند گردن كشيد و صد مرد توانمند را به كار گرفت كه هريك از آن مردان هزار زيردست داشتند . آنان ساخت كاخ باشكوه شداد را آغاز كردند . او دستور داد تا بهترين بيابان را در روى كره زمين براى ساخت كاخ برگزينند . او دستور داد در ساخت شهرش انواع طلا و نقره و ياقوت و زبرجد و مرجان را به كار برند و در پايين آن شهر ستون‌هايى زبرجدين به كار برند و بر فراز شهر كاخ‌هايى بنا نهند و بر فراز هر كاخى خانه‌اى و در پايين هركاخى انواع گياهان را بكارند و در كنار آن گياهان رودها را جارى سازند . اطرافيان شداد به او گفتند : ما چگونه اين همه مصالح را براى ساخت اين شهر عظيم فراهم آوريم ؟ او گفت : همهء دنيا در فراچنگ من است . بر همهء
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 166 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده