3 - نجابت و فضيلت و آن شادمانى نفس به انجام كارهاى بزرگ و مسرور شدن نفس به ملازمت اين روش است .
4 - مواسات و آن كمك كردن دوستان و افراد مستحق است و شركت دادن آنها در مال و غذا از روى اراده و اختيار مىباشد .
5 - سماحت و آن بخشيدن بعضى از چيزهايى است كه بخشيدن آن لازم نيست .
فضايلى كه در عدالت مندرج است
عبارتند از : 1 - صداقت : و آن دوستى راستينى است كه با آن به تمام لوازم رفاقت توجّه مىشود و برگزيدن كارهاى خير كه به وسيلهء آن دوستى به وجود مىآيد .
2 - الفت : و آن متحّد شدن رأيها در پيوند با يكديگر است كه در نتيجهء آن همكارى در ادارهء زندگى به وجود مىآيد .
3 - صلَّهء رحم : و آن شركت كردن خويشاوندان با يكديگر در كارهاى خير دنيوى است . 4 - مكافات : و آن نيكى در برابر نيكى به مانند آن يا بيشتر از آن مىباشد .
5 - نيكويى در شركت : و آن داد و ستد عادلانه در معاملات است به گونه اى كه با همه موافق باشد .
6 - خوب قضاوت كردن : و آن كيفر و پاداش دادن بدون منّت و پشيمانى است .
7 - آمد و رفت : و آن خواستار شدن دوستى هم سنّ و سالان و صاحبان دانش به وسيله كارهايى است كه اقتضاى دوستى مىكند .
8 - پرستش : و آن فروتنى ، تعظيم ، و ستايش در برابر خداوند است ، و نيز احترام ، فرشتگان ، پيامبران ، امامان ، نيكوكاران است كه اولياى خدا مىباشند ، و عمل كردن به آنچه دين خواسته است امور ياد شده را كامل مىكند .
پس از شناخت اين صفات و فضايلى كه مندرج در آنهاست بجاست كه بدانى هر صفتى از آن صفات پسنديده در برابر صفات رذيله واقع شده و دو صفت ناپسند كه دو طرف افراط و تفريط مىباشد آن را در ميان گرفته و آن فضيلت در وسط آن دو واقع است .
امّا صفاتى كه در برابر يكديگر قرار گرفتهاند عبارتند از : نادانى در برابر دانايى ، حرص در برابر پاكدامنى ، ترس در مقابل دلاورى ، ستم در برابر دادگرى ، مقصود از تقابل در اين جا تقابل تضادّ مىباشد .