تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

258 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيزبن عمران ، از معاوية بن عبداللَّه اوْدى ، از خالد بن ايوب ، از معاوية بن قره ، از انس بن مالك نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ما را فرمود : چون خداوند بر كوه تجلّى كرد ، كوه در برابر عظمت او شش پاره شد : سه كوه در مدينه واقع شد و سه كوه ديگر در مكه . در مدينه كوه‌هاى احُد ، وَرْقان و رَضْوى واقع گشت و در مكه نيز كوه‌هاى حِراء ، ثَبِير و ثور . « 1 » ابوغسان گويد : احد در مجاورت مدينه و در فاصله سه ميلى در سمت شامى [ شمال غرب ] آن است . وَرْقان در وادى رَوْحاء در فاصلهء چهار منزل از مدينه است و رَضوى نيز در ينبع و در فاصله‌اى به اندازه چهار شب . حِراء در مكه در مقابل بئر ميمون ، ثور در سمت پايين مكه و اين همان جايى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در غارى در آن پنهان شد . 259 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : خزامى براى ما حديث كرد و گفت : معن بن عيسى ما را حديث آورد و گفت : كثير بن عبداللَّه ، از پدرش ، از جدش نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در نخستين غزوه‌اى كه به سمت ابواء رفت در عِرْق الظُّبْيه ؛ يعنى همان مسجدى كه در پايين وادى روحاء قرار دارد فرود آمد و پرسيد : آيا مىدانيد نام اين كوه چيست ؟ گفتند : خدا و رسول او بهتر مىدانند . فرمود : اين « حَمَت » است ، كوهى از كوه‌هاى بهشت . خداوندا ! آن را مبارك گردان و ساكنانش را نيز بركت ده . پس فرمود : « اين وادى معتدل ، روحاء است ، واديى از وادىهاى بهشت و پيش از من هفتاد پيامبر صلى الله عليه و آله در آن نماز خواندند » . « 2 »

هامش
( 1 ) . حديثى جعلى است كه ابن‌جوزى در موضوعات ( ج 1 ، ص 120 ) ، خطيب در تاريخ بغداد ( ج 10 ، 441 ) و ابونعيم در حليه ( ج 6 ، ص 314 و 315 ) آن را نقل كرده‌اند . ذهبى آن را به ترتيب الموضوعات به شماره 16 آورده و عبدالعزيز گفته : اين حديث را واگذاشته‌اند . همچنين ذهبى در ميزان ( ش 5119 ) در شرح حال عبدالعزيزبن عمران اين حديث را نقل كرده و چنين افزوده است : بخارى گفته : حديث او را نبايد نوشت ، نسائى گفته : متروك است و يحيى گفته : ثقه نيست . شوكانى نيز در فوائد المجموعه ( ص 455 ) اين حديث را نقل كرده و گفته است : حديث را خطيب به صورت مرفوع از انس نقل كرده است . ابن حِبّان گويد : حديث برساخته است و عبدالعزيز متروك است و احاديثى منكر از راويانى مشهور نقل مىكند .
( 2 ) . حديث كاملًا ضعيف است . سمهودى نيز در وفاء الوفا ( ج 2 ، صص 167 و 168 ) آن را روايت كرده است .