تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

255 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : حزامى برايم حديث كرد و گفت : مَعَن ابن عيسى مرا حديث آورد و گفت : كثير بن عبداللَّه ، از پدرش ، از جدش برايم نقل كرد كه مزينه و بنى كعب نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و از او خواستند اجازه دهد آن گونه كه ديگر قبيله‌ها مسجدهايى ساخته‌اند براى خود مسجدى بسازند . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « مسجد من مسجد شماست ، شما حاشيه‌نشينان من هستيد و من براى شما مركز . بر شماست كه چون شما را مىخوانم پاسخم دهيد » . « 1 » 256 - محمد بن زوين براى ما نقل كرد و گفت : عطاف بن خالد ، از كثير بن عبداللَّه‌بن عمرو مزنى ، از پدرش ، از جدش نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله . در مسجدى در وادى روحاء در كنار عِرْق الظُّبْيه « 2 » نماز خواند و آنگاه فرمود : « اينجا سرزمين معتدل و واديى از وادىهاى بهشت است » . « 3 » 257 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : حزامى براى ما حديث كرد و گفت : عبداللَّه بن موسى تيمى ما را حديث آورد و گفت اسامه بن زيد ، از معاذ بن عبداللَّه [ بن حبيب ] « 4 » ، از جابر بن اسامة جهنى نقل كرده است كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله را در جمع اصحابش در بازار ديدم . از همراهانش پرسيدم : كجا مىرويد ؟ گفتند : براى طايفه تو نقشه مسجدى مىريزيم . برگشتم و ديدم خاندانم ايستاده‌اند . گفتم : شما را چه خبر است ؟ گفتند : رسول خدا صلى الله عليه و آله براى ما نقشه مسجدى ريخته و در قبلهء آن چوبى به زمين فرو برده و آن را نشانه گذارى كرده است . « 5 »

آنچه دربارهء كوه احد آمده است

هامش
( 1 ) سند حديث ضعيف است .
( 2 ) درختى همانند گون است كه از سايهء آن بهره برند . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 4 ، ص 1259 .
( 3 ) سند حديث ضعيف است .
( 4 ) در منابعى كه اين حديث را نقل كرده‌اند اين نام آمده است .
( 5 ) منابع اين حديث در شماره 194 گذشت .