260 - ميمون بن اصبغ براى ما نقل كرد و گفت : حكم بن نافع براى ما حديث كرد و گفت : شعيب بن ابىحمزه ما را حديث آورده و گفته است : عُقْبة بن سُوَيد انصارى مرا خبر داد كه از پدرش كه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بود شنيده است كه گفت : همراه با پيامبر صلى الله عليه و آله از غزوهء خيبر باز مىگشتيم . چون كوه احد در معرض ديد او قرار گرفت فرمود : « اللَّه اكبر ، اين كوهى است كه ما را دوست دارد و ما آن را دوست داريم » « 1 » 261 - محمد بن خالد براى ما نقل كرد و گفت : كثير بن عبداللَّه براى ما حديث كرد و گفت : پدرم از پدرش نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « چهار كوه از كوههاى بهشت است ؛ احُد ، كوهى كه ما را دوست دارد و ما آن را دوست داريم ، كوهى از كوههاى بهشت است ؛ وَرْقان كوهى از كوههاى بهشت است ؛ لبنان كوهى از كوههاى بهشت است و طور كوهى از كوههاى بهشت است . » « 2 » 262 - عبداللَّه بن نافع براى ما نقل كرد و گفت : مالك بن انس ، از عمرو وابستهء مطَّلب ، از انس بن مالك نقل كرد كه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله كوه احُد پديدار گشت . پس فرمود : « اين كوهى است كه ما را دوست دارد و ما آن را دوست داريم » « 3 » 263 - قَعْنَبِى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز ، عمرو بن ابىعمرو بن ابى عمرو ، از انس بن مالك نقل كرد كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله از خيبر باز مىگشته و چون كوه احد در ديدرس آنان قرار گرفته پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « اين كوهى است كه ما را دوست دارد و ما آن را دوست داريم » . « 4 » 264 - زهير بن حرب براى ما نقل كرد و گفت : جرير ، از عاصم احْول ، از ابوقلابه نقل كرده است كه گفت : هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله از سفرى باز مىگشت ، چون كوه احد در مقابلش
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٩٢
هامش
( 1 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 7 ، ش 6469 ) و مسند الشاميين ( 3201 ) اين حديث را نقل كرده است .
( 2 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 17 ، ص 19 ) اين حديث را نقل كرده و هيثمى در مجمع ( ج 4 ، ص 14 ) دربارهء اين حديث گفته : سند حديث مشتمل بر كثير بن عبداللَّه ، و او راويى ضعيف است .
( 3 ) . بخارى ( 2889 ، 2893 ، 3367 ، 4084 ، 5425 ، 6363 ، 7333 ، 4083 ) ، مسلم ( 1393 ) ، مالك ( ج 2 ، ص 889 ) ، احمد ( ج 3 ، صص 149 ، 240 ، 242 ، 243 ) ، ترمذى ( 3922 ) ، ابن ماجه ( 3114 ) و ابن حبان ( 3725 ) اين حديث را نقل كردهاند .
( 4 ) . منابع حديث پيشين را بنگريد .