كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد بنى خدره نماز نخواند . « 1 » 246 - ابن ابىيحيى ، از عمرو بن يحيى بن عماره ، از پدرش نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله سنگ بناى مسجد مازن را با دستان مبارك خود بر زمين نهاد ، نقشه اين مسجد را ريخت و قبله آن را مشخص فرمود ، اما در آن نماز نخواند . « 2 » 247 - ابن ابىيحيى از حرام بن عثمان نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد بزرگ بنى حرام نماز نخواند . « 3 » 248 - ابن ابىيحيى ، از عبداللَّه بن سنان ، از سهل بن سعد روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سقيفه قُصْواى بنى ساعده نشست . « 4 » 249 - ابن ابىيحيى ، از يحيى بن عبداللَّه بن رفاعه زرقى ، از معاذ بن رفاعه نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مسجد بنى زريق وارد شد و در آن وضو ساخت ، قبله آن را پسنديد ، ولى در آن نماز نخواند . اين نخستين مسجدى بود كه در آن قرآن خوانده شد . « 5 » 250 - ابوغسان ، از عبدالمنعم بن عباس ، از پدرش ، از جدش نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سقيفهاى كه در بنىساعده است نشست . در آنجا سهل بن سعد در قدحى به آن حضرت آب داد و باقيماندهء آب را بر ايشان ريخت . « 6 » 251 - عبدالأعلى براى ما نقل كرد و گفت : هشام ، از حسن براى ما حديث كرد كه گروهى از انصار به نام بنى سلمه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله از دورى خانههايشان از مسجد گلايه
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٨٨
هامش
( 1 ) . چنان كه در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 870 ) آمده ، ابن زباله و ابن شبه اين حديث را نقل كردهاند .
( 2 ) . چنان كه در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 868 ) آمده ، ابن زباله نيز اين حديث را نقل كرده و عبارت او اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله نقشه مسجد بنىمازن را ريخت ولى خود در آن نماز نخواند .
( 3 ) . حديث مرسل و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر حرام بن عثمان است و او راويى متروك است كه دربارهاش اشكالهايى وجود دارد .
( 4 ) . حديث ضعيف و سند آن مشتمل بر عبداللَّه بن سنان زهرى كوفى است كه ذهبى در ميزان ( ش 4370 ) دربارهاش مىنويسد : عباس از يحيى روايت كرده است : حديث او قابل اعتنا نيست . ابوحاتم نيز گفته : راويى ضعيف است .
( 5 ) . حديث مرسل است . در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 857 ) نيز از ابن شبه نقل شده است .
( 6 ) . اين حديث در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 858 ) از طريق ابن شبه ، از عبدالمنعم بن عباس ، از پدرش ، از جدش نقل شده است .