درآمد خود خمس خدا و صفى او و سهم پيامبر صلى الله عليه و آله و صفاياى او را بدهد ، به فرمان خدا و محمد جامهء عمل پوشانده است و هر كس خلاف ورزد يا پيمان بشكند ، پيمان خدا و محمد از او برداشته است . اين خاندانها مىتوانند در صُلْصُل « 1 » ، اكرم ، دار ورك « 2 » ، صَمْعَر « 3 » ، سُلّان « 4 » و مَور « 5 » هر گونه كه خواستند بهره بردارى كنند . اين آبادىها به عنوان باج از ايشان است . « 6 » 956 - عاصم بن على براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از ابن [ ابىحمزه ] نقل كرد كه از ، ابنعباس شنيده است كه مىگويد : چون هيأت بنى عبدالقيس به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند پرسيد : حاضران كيانند - يا پرسيد : هيأت از سوى چه كسانى است ؟ گفتند : از ربيعه . فرمود : خوش آمديد ! نه به خوارى واگذاشته شويد و نه پشيمان شويد . گفتند : اى رسول خدا ، ميان [ سرزمين ] ما و تو اين طايفه كافران مُضَر ساكنند و جز در ماه حرام نمىتوانيم به حضورت آييم . ما را اندرزى ده تا به خاندان خود كه ما را به نمايندگى فرستادهاند باز گوييم و بدين اندرز بهشتى شويم . راوى گويد : پس پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را به چهار چيز فرمان داد و از چهار چيز نهى فرمود ؛ آنان را به ايمان به خداوند يگانه فرمان داد و فرمود : آيا مىدانيد ايمان به خداى يگانه چيست ؟ گفتند : خدا و پيامبرش بهتر مىدانند . فرمود : « آن است كه گواهى دهيد خدايى جز اللَّه نيست و محمد پيامبر صلى الله عليه و آله خداست ، نماز به پاى داريد ، زكات بدهيد ، در ماه رمضان روزه بگيرد ، و از درآمد خود خمس بدهيد » .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 524
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٥٢٤
هامش
( 1 ) . صلصل و صلاصل نام چشمه آباديى است از آن بنى عامر بن جذيمة بن عبدالقيس . بنگريد به : تاجالعروس ، ج 7 ، ص 407 .
( 2 ) . ورك نام شنزارى است كه گفتهاند در غرب يمامه واقع مىشود . بنگريدبه : مرا صدالاطلاع ، ج 3 ، ص 1434 .
( 3 ) . صمعر بروزن سنگرنام جايىدر سرزمينحارث بنكعب است . بنگريدبه : مراصدالاطلاع ، ج 2 ، ص 852 .
( 4 ) . سُلّان در سرزمين تهامه در سمت يمن است و در آن واديى است كه چشمهاى و چاهى دارد و گروهى از طوايف هم پيمان در آنجا زندگى مىكنند . بنگريد به : مراصد الاطلاع ، ج 2 ، ص 726 .
( 5 ) . مور يكى از آبگيرهاى بزرگ يمن است كه آبِ بيشتر درههاى يمن بدان مىريزد . بنگريد به : مراصد الاطلاع ، ج 3 ، ص 1231 .
( 6 ) . سند حديث منقطع است و بدان استناد نشود ؛ چنان كه در ميزان ( ج 3 ، ص 160 ) آمده ، على بن ابىهاشم راويى ضعيف است .