تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢

بهترين خرماهاى شماست و در آن بركت است » . « 1 » 953 - اسحاق بن ادريس براى ما نقل كرد و گفت : عبدالوارث بن سعيد براى ما حديث كرد و گفت : يونس بن عبيد ، از عبدالرحمان بن ابىبكره حديث كرد كه گفته است : اشَجّ عبدالقيس برايم نقل كرد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : « در تو دو خوى است كه خداوند آنها را دوست دارد : « حلم و حيا » . گفتم : اى رسول خدا ، آيا اين در نهاد من ديرين بوده يا تازه پديد آمده است ؟ فرمود : « ديرين است » . پس اشَجّ گفت : سپاس خدايى را كه در من دو خوى نهاده كه خود آنها را دوست دارد . « 2 »

هامش
( 1 ) . احمد ( ج 4 ، ص 206 ) به همين مضمون از طريق زيد بن عدى نقل روايت كرده است كه گفت : يكى از افراد هيأتى كه از طايفه عبدالقيس به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده بود برايم نقل كرد كه . . . - و متن حديثى طولانىتر از اين حديث كه گذشت .
( 2 ) . اين حديث را از عبارت « در تو دو خوى است . . . » تا « سپاس خدايى را . . . » ، احمد ( ج 4 ، صص 205 و 206 ) ، ابن سعد ( ج 5 ، صص 558 و ج 7 ، ص 85 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 12 ، ص 202 ) ، بخارى در ادب المفرد ( 584 ) ، نسائى در فضائل الصحابه ( 201 ) ، ابويعلى ( 316 ) و ابن اثير ( ج 1 ، ص 117 ) از طرقى چند ، از عبدالرحمان بن ابىبكره بصرى ، از اشج عصرى نقل كرده‌اند . هيثمى در مجمع ( ج 9 ، صص 387 و 388 ) اين حديث را آورده و درباره آن گفته است : احمد اين حديث را روايت كرده و رجال او رجال صحيح هستند ، جز آن كه ابوبكره ، اشج را درك نكرده است . ابوداوود ( 5225 ) ، طبرانى ( 5313 ) ، بزار ( 2746 ) و بيهقى در سنن ( ج 7 ، ص 102 ) و در دلائل ( ج 5 ، صص 327 و 328 ) همين حديث را از دو طريق از مطر بن عبدالرحمان اعنق ، از امّ ابان دختر وازع ، از جدش وازع كه خود در هيأت عبدالقيس حضور داشته نقل كرد كه گفته است : چون به مدينه رسيديم شتابان از مركب‌هاى خود پايين مىآمديم و بر دست و پاى پيامبر صلى الله عليه و آله بوسه مىزديم . اما منذر اشجع لختى درنگ كرد تا به سراغ خورجين خود رفت و جامه‌هاى [ نو ] خود را پوشيد و آنگاه به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « در تو دو ويژگى است كه خداوند آنها را دوست دارد : بردبارى و درنگ » . گفت : اى رسول خدا : آيا من خود اين دو خوى را به دست آورده‌ام ، يا خداوند مرا بر آنها سرشته است ؟ فرمود : تو خود به دست نياورده‌اى ، بلكه خداوند تو را بر آنها سرشته است . گفت : سپاس خدايى را كه مرا به اين دو خوى كه خود دوست دارد بيافريد . اين سند حسن است و شواهدى دارد . عبارت « در تو دو خوى است كه خداوند آنها را دوست دارد : بردبارى و درنگ » - اين عبارت را مسلم ( 18 ) و بيهقى در سنن ( 10104 و 194 ) و در دلائل ( ج 5 ، صص 325 و 326 ) از طريق سعيد بن ابىعروبه ، از قتاده ، از ابونضره ، از ابوسعيد خدرى نقل كرده است . در همين باب از ابن عمر نيز حديثى رسيده كه هيثمى در مجمع ( ج 9 ، ص 388 ) از آن ياد كرده و گفته است : طبرانى آن را از دو طريق روايت كرده و رجال يكى از دو سند او رجال صحيح هستند ، به استثناى نعيم بن يعقوب كه ثقه است . همين مضمون را طبرانى در معجم الأوسط نيز از طريقى حسن نقل كرده است . ابويعلى ( ورقه 316 / 2 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 5 ، ص 327 ) و ابن اثير ( ج 5 ، ص 151 ) همين حديث را از دو طريق ، از طالب بن حجين عبدى ، از هود بن عبداللَّه بن سعيد عصرى ، از جدش مزيدة [ فريده ؟ ] بن جابر عبدى روايت كرده‌اند . اين سند حسن است و شواهدى دارد . هيثمى اين حديث را در مجمع ( ج 9 ، ص 388 ) آورده و درباره آن گفته است : طبرانى و ابويعلى آن را نقل كرده‌اند و رجال اين دو ثقه‌اند ، مگر برخى كه درباره آنها اختلاف نظر است .