منتفق نقل مىكرده كه گفته است : من به همراه دوستى روانه ديدار رسول خدا صلى الله عليه و آله شديم و او را نيافتيم . پس عايشه براى ما قدرى آرد روغن زدهء پخته ( عصيده ) آورد و خورديم . در همين حال رسول خدا صلى الله عليه و آله كه اندكى خوراكى همراه داشت وارد شد . پرسيد : آيا چيزى خوردهايد ؟ گفتيم : آرى ، عايشه براى ما عصيده آورده است .
راوى گويد : گفتم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، نماز چگونه است ؟ فرمود : « هرگاه وضو گرفتى شستن انگشتها را پر و كامل انجام ده و هرگاه استنشاق كردى چنانچه روزه نبودى آن را كامل به انجام رسان » . دوست من گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، همسرى دارم - و آنگاه از بد رفتارىها و بد زبانىهاى او گفت . فرمود : « او را طلاق ده » . گفت : مدتى است با من زندگى مىكند و فرزند دارد . فرمود : « به او بگو - يا به او دستور بده - [ كه آن رفتار بد را واگذارد ] ؛ كه اگر در او خيرى باشد خواهد پذيرفت . اما او را بدان سان كه كنيز خويش را مىزنى نزن » .
راوى گويد : در همين حال چوپان گوسفندى را به درون آغل هل داد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله از او پرسيد : آيا چيزى به دنيا آورده است ؟ گفت : آرى . [ پرسيد : چه ؟
گفت : ] برّهاى . فرمود : « گوسفندى برايمان ذبح كن » .
راوى گويد : سپس به سوى ما نگريست و فرمود : مپندار - نگفت : مپنداريد - ما اين گوسفند را براى تو كشتيم ! ما صد گوسفند داريم و نمىخواهيم شمارشان از اين بيشتر شود . از همين روى ، هرگه برهاى تازه به دنيا مىآيد [ به چوپان ] مىگوييم گوسفندى ذبح كند . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابوداوود ( 142 و 143 ) ، شافعى در مسند ( ج 1 ، صص 30 و 31 ) ، احمد ( ج 4 ، ص 211 ) ، دارمى ( ج 1 ، 179 ) ، بيهقى در سنن ( ج 7 ، ص 303 ) ، همو در معرفة ( ج 1 ، صص 213 و 214 ) ، ابن حبان ( 1054 ) ، عبدالرزاق ( ش 80 ) ، طبرانى ( ج 19 ، ص 215 ، ش 479 از ابن جريج ، از اسماعيل بن كثير به همين مضمون ) اين حديث را نقل كردهاند .
ابن ابىشيبه ( ج 1 ، صص 11 و 27 ) آن را به اختصار نقل كرده ، ابن ماجه ( 407 و 448 ) آن را از طريق خود از يحيى بن سليم آورده ، ابوداوود ( 2366 ) ، ترمذى ( 788 ) ، نسائى ( ج 1 ، صص 66 و 79 ) ، ابن جارود در منتقى ( 80 ) و بيهقى ( ج 1 ، ص 52 ) همين مضمون حديث را از يحيى بن سليم روايت كردهاند .
ابن خزيمه ( 150 و 168 ) اين حديث را صحيح دانسته و طيالسى ( ج 1 ، ص 52 ) مختصر آن را از حسن بن علىبن ابىجعفر ، از اسماعيل بن كثير به همين مضمون روايت كرده و همچنين مختصر آن را ، عبدالرزاق ( 79 ) ، نسائى ( ج 1 ، صص 66 و 79 ) ، ترمذى ( 38 ) و بيهقى ( ج 1 ، صص 50 و ج 4 ، صص 261 ) از طرقى چند از سفيان ، از اسماعيل بن كثير به همين مضمون نقل كرده است .
ترمذى درباره اين حديث گفته : حديثى حسن و صحيح است . بخارى نيز در ادب المفرد ( 166 ) از احمد بن صمر ، از داوود بن عبدالرحمان ، از اسماعيل به همين مضمون حديث را نقل كرده است . حاكم اين روايت را صحيح دانسته و ذهبى نيز با او همرأى شده است .
خطابى در معالم السنن ( ج 1 ، ص 54 ) مىگويد : مقصود از عبارت « مپندار اين گوسفند را براى تو مىكشيم » خوددارى از منت نهادن بر ميهمان و شمردن اين هديه بر او و نيز پرهيز از ريا كارى است .