854 - يحيى گفت : ابن ابىزائده براى ما از محمد بن اسحاق نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله آن اموال و املاك را ميان مهاجران قسمت كرد و از انصار تنها به سهل بن حنيف ، ابودجانه و تنى چند سهم داد . « 2 » 855 - محمد بن عبداللَّه انصارى براى ما نقل كرد و گفت : حميد ، از انس حديث كرد كه گفته است : مهاجران گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، ما هيچ قومى نديدهايم كه بر آنان وارد شده باشيم و بيش از اين مردم به فراوانى بر ما نثار كنند و همهء داشتههاى اندك خود با ما همدردى و بر ما ايثار كنند . آنان رنج كار را خود عهدهدار شدند و دسترنج را با ما قسمت كردند ، طورى كه ما ترسيديم آنها همهء پاداش اخروى را از آن خود كرده باشند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « تا زمانى كه براى آنان به درگاه خداوند دعا كنيد و كردهء آنان را سپاس و ستايش گوييد چنين نخواهد شد » . « 3 » 856 - هارون بن عبداللَّه براى ما نقل كرد و گفت : از عبدالرحمان بن زيد بن اسلم شنيدم كه دربارهء اين كلام خداوند كه إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوّاً لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ « 4 » مىگفت : اين آيه به طور عموم تنها دربارهء مهاجران نخستينى صدق مىكند كه از مكه به مدينه هجرت گزيدند و همسران و فرزندانشان بر آنان گريستند . پس اين آيه دربارهء آنها نازل شد . « 5 »
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٤٤
فذو المال موفورٌ وكلّ مُعَصّب * الى حُجُرات ادْفَأت واظَلّت « 1 »
هامش
( 1 ) . خداوند جعفر را از جانب ما جزاى خير دهاد كه آن روز كه گامهاى ما در پيكار سست شد ايستادگى كرد . سند اين حديث بىاعتبار و كلبى كه از راويان آن است دروغگوست . اين ابيات در ديوان طفيل ( ص 16 ) ، اغانى ( ج 15 ، ص 368 ) ، مجالس ثعلب ( به تحقيق شاكر ، ص 461 ) و وحشيات ( ص 251 ) آمده است .
( 2 ) . ابن هشام در سيره ( ج 2 ، ص 192 ) از ابن اسحاق نقل كرده است كه گفت : عبداللَّه بن ابىبكر برايم نقل كرد كه برايش حديث كردهاند . . . - و آنگاه متن همين حديث را آورده است .
( 3 ) . احمد در مسند ( ج 3 ، ص 204 ) اين حديث را به سندى حسن نقل كرده است .
( 4 ) . تغابن / 14 : در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند ؛ از آنان حذر كنيد .
( 5 ) . حديث موقوف و ضعيف است . ابن ابىحاتم در جرح و التعديل ( ج 9 ، ص 92 ) از هارون بن عبداللَّه نام برده و دربارهء او گفته است : از مالك بن انس و عبدالرحمان بن زيد بن اسلم نقل روايت كرده و يحيى بن عبداللَّهبن بكير و عبدالسلام بن صالح از او روايت كردهاند . من از پدرم شنيدهام كه چنين مىگفته است .