تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦

كه گفت : ام كلثوم دختر عقبة بن ابىمعيط گفته است : دربارهء من آياتى از قرآن نازل شده است ؛ من نخستين كسى بودم كه در دوران آتش بس ؛ يعنى در هنگامى به مدينه هجرت كردم كه پيامبر با قريش بر اين پيمان صلح بسته بود كه اگر كسى از قريش بدون اجازه اولياى خود به پيامبر صلى الله عليه و آله بپيوندد ، او را برگرداند و اگر كسى از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله به قريش بپيوندد او را برنگردانند . ام كلثوم مىگويد : پس از آن كه به مدينه آمدم ، برادرم وليد بن عقبه در پى من بدين شهر آمد . پس از ورود من به مدينه خداوند عقدى را كه ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و مشركان بود فسخ كرد و اين آيه را فرو فرستاد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمْ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ تا آنجا كه مىفرمايد : وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ . « 1 » ام كلثوم گويد : سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به ازدواج زيد بن حارثه درآورد و او نخستين مردى بود كه با من ازدواج كرد . من گفتم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، عمو زادهء خود را به همسرى وابستهء خود درمىآورى ؟ پس خداوند اين آيه را نازل كرد : وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ . « 2 » مىگويد : بدين سان تسليم فرمان رسول خدا شدم . پس از چندى زيد بن حارثه كشته شد . اين بار زبير بن عوام ، ابىّ بن‌خالد را نزد من فرستاد و از من خواستگارى كرد . گفتم : باشد . پس خداوند اين آيه را فرو فرستاد : وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيَما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَاتُوَاعِدُوهُنَّ سِرّاً

هامش
( 1 ) . ممتحنه / 10 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، چون زنان با ايمان مهاجر نزد شما آيند آنان را بيازماييد . خداوند به ايمان آنان داناتر است . پس اگر آنان را با ايمان تشخيص داديد ديگر ايشان را به سوى كافران بازنگردانيد ؛ نه آن زنان بر ايشان حلالند و نه آن مردان بر اين زنان حلال ، و هر چه خرج اين زنان كرده‌اند به شوهران آنها بدهيد و بر شما گناهى نيست كه در صورتى كه مهرشان را به ايشان بدهيد با آنها ازدواج كنيد .
( 2 ) . احزاب / 36 : هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‌اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 446 | ابن شبة النميري / صابرى