تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

805 - عتاب بن زياد براى ما نقل كرد و گفت : ابن مبارك ، از معمر ، از ايوب ، از ابوقلابه ، از ابومهلب ، از عمران بن حصين حديث كرد كه گفته است : پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود براى او غذايى بياورند . « 1 » ابن شبه گويد : مروان بن قيس دوسى به قصد پيوستن به رسول خدا صلى الله عليه و آله از ميان خاندان خود بيرون آمده بود . او در راه با شتران ثقيف بر خورد كرده و آنها را رمانده بود و در مقابل ، ثقيف نيز بر او جمله برده و پسر ، دو زن و نيز شتر او را گرفته بودند . هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از حنين برمىگشت و آهنگ طائف داشت مروان از آنچه ثقيف با او كرده بود به رسول خدا صلى الله عليه و آله شكايت برد . رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : - البته اگر چنين فرموده باشد - نخستين دو نفرى را كه از هوازن مىيابى به اسارت بگير . او از اين روى ابىّ بن مالك و به روايتى ابن سلمة بن معاوية بن قشير و نيز فردى ديگر به نام حيده راكه از بنى جريش بود به اسارت گرفت . آنهارا نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آورد و نام و نسبشان را گفت . پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد ابىّ فرمود : « اما اين يكى ، برادرش مدعى است و درباره او ادعا مىشود كه جوانمرد مردمان مشرق زمين است . اى ابوبكر ، در اين باره شاعر چه گفته است ؟ » ابوبكر گفت : گفته است :

ان نهيكا « 2 » ابى الا خليقته * حتى تزول جبال الحَرّة السود « 3 » يا خالَ دَعْني و مالى ما فَعَلْتُ به * وخُذْ نصيبك مِنّى انَّني مُودِي « 4 »
پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد ابن حيده نيز فرمود : « او از خاندانى است كه نسبى استوار دارند و قدرتى بسيار » . [ آنگاه افزود : « ] اين دو را نزد خود نگه دار تا ثقيف زن و فرزند
هامش
( 1 ) . منابع اين حديث نيز همان منابع شماره 802 است .
( 2 ) . نام كامل او نهيك بن مالك است . مرزبانى در معجم الشعراء از او ياد كرده و گفته : وى از شاعران جاهليت است و به لقب منهب الرزق خوانده مىشود . بنگريد به : اصابه ، ج 3 ، صص 384 و 385 .
( 3 ) . نهيك جز خوى خويش را برنمىتابد مگر آن زمانى كه كوه‌هاى آن دشت سوختهء سياه از جاى كنده شود . گفتنى است اين روايت در اصابه ( ج 3 ، صص 384 و 385 ) آمده است .
( 4 ) . اى دايى ، مرا با آنچه كرده‌ام واگذار و سهم خويش بردار كه من رفتنىام .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 407 | ابن شبة النميري / صابرى