806 - عفان براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از محمد بن اسحاق ، از يزيد بن عبداللَّه بن قسيط ، از [ قعقاع بن عبداللَّه ] بن ابىحَدْره اسْلمى ، از پدرش نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وى را به همراه ابوقتاده و محلّم بن جَثّامه « 2 » براى سريهاى به سوى اضَم « 3 » گسيل داشت . راوى گويد : در آنجا با عامر بن اضْبط اشجعى برخورد كرديم . عامر بر طبق آيين اسلام به آنان سلام كرد و از همين روى ابوقتاده و ابوحَدْره دست از او بداشتند . اما محلّم بن جثّامه بر او حمله برد و او را كشت و شتر او و قدرى كالا و نيز خيك ماستى از او تاراج برد . چون اين گروه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند او را از آنچه كرده بودند آگاه ساختند . فرمود : « آيا تو او را پس از آن كه گفت به خدا ايمان آوردهام كشتهاى ؟ » آنگاه اين آيه نازل شد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمْ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ . « 4 » 807 - محمد بن اسحاق گفت : ابن جعفر برايم نقل كرد و گفت : از زياد بن ضُمَيرة بن
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٠٩
لعمر ابيك يا ابى بن مالك * لغير الذي تأتى من الامر اكيس « 1 »
هامش
( 1 ) . اين خبر را ابن هشام در سيره ( 2 / 485 و 486 ) از ابن اسحاق ، بدون سند نقل كرده است - ترجمه شعر نيز چنين است : در حالى كه نزديك بود از تو نوميد شويم آنان بزرگانى بودند كه بردبارى به ميان آوردند . اى ابىّ بنمالك ، تو را به آيين پدرت سوگند ، راهى جز آنچه تو مىآورى عاقلانهتر است .
( 2 ) . محلّم بن جَثّامه ، نام كاملش يزيد بن قيس بن ربيعة بن عبداللَّه بن يعمر شداخ بن عوف بن كعب كنانىليثى ، و برادر صعب بن جثامه است .
( 3 ) . اضَم بر وزن شِكَم و در رتبه بعدى بر وزن رَزم ، نام چشمه محلهاى در ميان راه مكه و مدينه است . بنگريد به : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 218 .
( 4 ) . نساء / 94 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون در راه خدا سفر مىكنيد خوب رسيدگى كنيد و به كسى كه نزد شما اظهار اسلام مىكند مگوييد تو مسلمان نيستى . تا بدين بهانه متاع زندگى دنيا بجوييد ؛ چرا كه غنيمتهاى فراوان نزد خداوند است .
اين حديث را طبرى در جامع البيان ( ش 10217 و 10218 ) ، ابن هشام در سيره ( ج 2 ، ص 626 ) به نقل از ابن اسحاق ، واقدى در مغازى ( ج 2 ، ص 797 ) و واحدى در اسباب النزول ( ش 349 ) آورده است .