حضرت فرمود : « برادر زادهام ! خوش آمدى . » « 1 » 788 - على بن الصباح براى ما نقل كرد و گفت : هشام بن محمد ، از پدرش ، از [ ابو ] « 2 » صالح ، از ابنعباس حديث كرد كه گفته است : محياة دختر خالد بن سنان بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد . حضرت فرمود : دختر برادرم خوش آمده است ! دختر پيامبرى كه قومش او را تباه كردند . » « 3 » 789 - حكم بن موسى براى ما نقل كرد و گفت : ابن ابىرجال ، از عبدالرحمان بن ابىزناد ، از پدرش نقل كرد كه مىگفت : « پيامبرى بود كه قومش دربارهء او كوتاهى كردند » . [ آتشى از حرة النار در ناحيهء خيبر به سوى مردمان سرازير شد و مردم را در محاصره
هامش
( 1 ) . حاكم در مستدرك ( ج 2 ، صص 598 و 599 ) و نيز چنان كه در مجمع ( ج 8 ، ص 214 ) آمده است ، ابويعلى و طبرانى اين حديث را به صورت موقوف و از طريق معلى بن مهدى نقل كردهاند كه گفت : ابوعوانه ، از ابويونس براى ما نقل كرد و گفت : سماك بن حرب گفته : دربارهء او ( خالد بن سنان ) از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند و آن حضرت فرمود : - و همان متن حديث - اين سند ضعيف است ، از آن روى كه هم ارسال دارد و هم معلى بن مهدى را كه يكى از رجال آن است ، ابوحاتم ضعيف خوانده و دربارهاش گفته است : گاه روايتهاى منكر نقل مىكند . هيثمى ( ج 8 ، ص 214 ) مىگويد : و اين روايت از جملهء آن روايتهاست .
البانى نيز در سلسلة الضعيفه نام وى را در شمارهء 281 ذكر مىكند و سپس مىگويد : حديث او صحيح نيست .
( 2 ) . در متن ابن شبه ، به خطا « ابن » آمده ، اما چنان كه ديگر منابع گواهى مىدهد ، ضبط درست اين نام « ابوصالح » است .
( 3 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 11 ، ص 12250 ) ، بزار در زوائد ( 2361 ) ، ابن عدى ( ج 6 ، ص 2069 ) و ابونعيم در اخبار اصبهان ( ج 2 ، ص 187 ) اين حديث را نقل كردهاند . بزار دربارهء اين حديث مىگويد : حديث را ثورى ، از سالم ، از سعيد بن جبير مرسلًا نقل كرده ، اما قيس آن را اسناد داده و مسند روايت كرده است . نشنيدهايم كسى جز يحيى آن را از محمد بن صلت نقل كند . صورت محفوظ پذيرفتهء اين حديث ، روايت كلبى ، از ابوصالح ، از ابنعباس است كه مىگويد : دختر خالد بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و حضرت فرمود : « دختر پيامبرى كه قومش او را تباه كردند خوش آمد ! » .
گفتنى است از ديدگاه محققان متن ابن شبه كلبى كذّاب است . البانى در سلسلة الضعيفه پس از نام بردن از او در شمارهء 881 مىنويسد : اين حديث افزون بر ضعف سند ، چنان كه هيثمى در مجمع ( ج 8 ، ص 214 ) مىگويد با آن حديث صحيح ديگر در تعارض است كه فرموده : « من سزاوارترين كس به عيسى بن مريم هستم . ما پيامبران ، برادران همديگريم و ميان من و او پيامبرى نيست » . - اين حديث را بخارى در صحيح خود آورده است .