قتاده گويد : چون اين آيات قرآن نازل شد ، سارق سلاح را به رسول خدا صلى الله عليه و آله تحويل داد و حضرت نيز آن را به رفاعه برگرداند . چون آن سلاح را نزد عمويم بردم - او پيرمردى بود كه عُمْر خود را در دورهء جاهليت سپرى كرده بود و گمان مىكردم اسلام آوردن وى دروغين و ظاهرى است - گفت : اى برادر زاده ، اين سلاح براى جهاد در راه خدا ! پس دريافتم كه مسلمانى او راستين بوده است . قتاده گويد : پس از آن كه اين آيات قرآن نازل شد بشير به مشركان پيوست . او بر سلافه دختر سعد بن شهيد وارد شد . خداوند دربارهء وى [ : بشر ] آيات زير را نازل فرمود : وَمَنْ يُشَاقِقْ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيراً * إِنَّ اللَّهَ لَايَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيداً « 1 » چون بر سلافه وارد شد ، حسان در نكوهش اين زن شعرى گفت : زن توشهء بشير را برداشت و بر سرگرفت و سپس بيرون رفت و آن را به دره افكند . آنگاه گفت : آيا شعر
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٨٣
هامش
( 1 ) . نساء / 115 و 116 .