تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧

خوله بر سر چيزى با همسر خود نزاع كرد و او نيز خشمگين شد و گفت : انْت عَلَىَّ كَظَهْرِ امّي . آن زن كه از اين مرد يك يا دو فرزند - قاعدتاً ترديد از راوى است - داشت به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در خانهء عايشه بود و عايشه يك طرف سر آن حضرت را مىشست ، آمد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، همسر من مردى كور ، بدخوى و تهيدست است . من بر سر مسأله‌اى با او نزاع كردم . او خشمگين شد و گفت : « تو بر من به سان پشت مادر منى » . اما اى رسول خدا ، او قصد طلاق نداشت . پيامبر صلى الله عليه و آله سر بلند كرد و فرمود : « خبرى براى تو جز اين ندارم كه تو بر او حرام شده‌اى » . آن زن گفت : از آنچه بر سر من و فرزندانم آمده است به خداوند شكايت مىبرم . در اين هنگام عايشه به شستن طرف ديگر سر پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول شد ، آن زن هم با عايشه در آن طرف ديگر قرار گرفت و همان سخن پيشين را تكرار كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همان پاسخ پيشين را فرمود و او هم گفت : از آنچه بر سر من و فرزندانم آمده است ، به خداوند شكايت مىبرم . در همين زمان ، چهره رسول خدا صلى الله عليه و آله ديگرگون شد . عايشه بدان زن گفت : عقب‌تر برو ، عقب‌تر برو ! آن زن فاصله گرفت . پيامبر صلى الله عليه و آله لختى در اين حالت بود و چون وحى به پايان رسيد و به حالت نخستين خود بازگشت فرمود : « اى عايشه ، آن زن را برگردان » . عايشه او را خواست و او برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : « برو و همسر خود را بياور » . زن دوان دوان نزد شوهر رفت و او را آورد . او همان گونه كه وى گفته بود نابينا ، بدخوى و تهيدست بود . چون به حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، حضرت فرمود : « به خداوند شنوندهء دانا ، از شيطانِ رانده شده پناه مىبرم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتى تُجادِلُكَ في زَوْجِها وَ تَشْتَكى الَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما . . . - پايان آيه . « 1 » سپس از آن مرد پرسيد : « آيا برده‌اى مىيابى كه آزاد كنى ؟ » گفت : نه ، اى رسول خدا صلى الله عليه و آله . پرسيد : « آيا مىتوانى دو ماه پى در پى روزه بدارى ؟ » گفت : بيمار مىشوم . پرسيد : « آيا

هامش
( 1 ) . مجادله / 1 : خداوند گفتار زنى را كه درباره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شكايت مىكرد شنيد و خداگفتگوى شما را مىشنود ؛ خدا شنواى بيناست .