تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

همان اوصافى به دنيا آورد كه شوهر آن زن مدعى ديده شدن او با زن خويش بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين هنگام فرمود : « اگر آن لعان نبود من مىدانستم كه با تو چه كنم » . ابن عباس گويد : زنى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ميان او و همسرش لعان برگزار كرد ، زنى بود كه آشكارا در ميان مسلمانان بدكارى مىكرد . « 1 » 757 - گفت : ابن لهيعه از ابواسود ، از قاسم بن محمد براى ما حديث كرد كه مردى از ابن عباس پرسيد : آيا آن زن كه پيامبر صلى الله عليه و آله ميان او و همسرش لعان برگزار كرد ، همان است كه درباره او فرموده است : « اگر بدون بيّنه كسى را رجم مىكردم اين زن را سنگسار كرده بودم » ابن عباس گت : نه ، او زنى ديگر است كه در ميان مسلمانان آشكارا كارهاى زشت مىكرد . « 2 »

مسأله ظِهار

758 - على بن عاصم براى ما نقل كرد و گفت : داوود بن ابىهند ، از ابوالعاليه رياحى برايمان حديث كرد كه گفته است : خوله دختر دليج « 3 » همسر يكى از انصار بود . اوهم كور و هم‌بدخلق وتهيدست بود . درآن روزگار آيين طلاق همسران بدين سان بود كه مرد چون مىخواست از زن خود جدا شود مىگفت : انْتَ عَلَىَّ كَظَهْرِ امّي . « 4 »

هامش
( 1 ) . منابع اين حديث همان است كه در ذيل شماره 752 گذشت . خود اين حديث نيز تكرار حديث 751 است .
( 2 ) . يكى از رجال اين حديث ابن لهيعه است كه او را ضعيف دانسته‌اند . ساير رجال حديث ثقه‌اند . حديث را بخارى ( 6855 ) و مسلم ( 1497 / ح 13 ) از طريق قاسم بن محمد نقل كرده‌اند كه گفت : عبداللَّه بن شداد گفته است : نزد ابن عباس از مرد و زنى كه همديگر را لعان كنند سخن به ميان آمد . . . - ادامه حديث .
( 3 ) . در جامع البيان ( ج 18 ، ص 3 ) آمده است : عالمان دربارهء نسبت و نام اين زن اختلاف كرده‌اند ؛ برخىگفته‌اند : خوله دختر ثعلبه ؛ برخى ديگر گفته‌اند : نام او خويله ، و دختر ثعلبه است ؛ ديگرانى گفته‌اند : او خويله دختر خويلد است ؛ ديگرانى گفته‌اند : او خويله دختر صامت است ؛ و سرانجام كسانى ديگر گفته‌اند : او خويله دختر دليج است .
( 4 ) . تو بر من به سان پشت مادر منى . اين عبارت صيغه « ظهار » بوده است . دربارهء ظهار از ديدگاه سنى و شيعه بنگريد به معجم لغة الفقهاء ( 296 و 297 ) ؛ مصطلحات الفقه و . . . ( 362 و 363 ) - م .