تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

جاهليت و سال‌هاى آغازينِ ظهور اسلام بر پا مىشد و آنجا را « مزاحم » « 1 » مىگفتند . 667 - ابوغسان براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب در حديثى كه آورد ، از ابن سمعان ، از ابن شهاب ، از عروه ، از عايشه نقل كرد كه گفته است : بازار مدينه را « بقيع الخيل » مىگفتند . « 2 » 668 - ابوغسان از محمد بن اسماعيل بن ابىفديك براى ما نقل كرد كه گفته است : يحيى بن محمد بن حكم بن ميناء برايم نقل خبر كرد و گفت : بازارى را در زوراء به ياد دارم‌كه آن را « سوق‌الحرص » مىناميدند و مردم براىرفتن بدان از پلكانى پايين مىرفتند . « 3 »

سنگ‌هاى روغن

669 - خلاد بن يزيد براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن زيد ، از ابوعمران جوفى ، از مشعث بن طريف ، از عبداللَّه بن صامت ، از ابوذر نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا طلبيد و فرمود : اى ابوذر ! گفتم : لبيك ، سر به فرمانم ، اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! فرمود : چه حالى خواهى داشت آنگاه كه ببينى سنگ‌هاى روغنى غرق به خون شده است ؟ گويد : گفتم : بر همان حال كه خدا و رسول او برايم اختيار كنند . فرمود : « بر تو باد به همراهى كسانى كه با آنانى » . « 4 » 670 - محمد بن يحيى ، از ابن ابىفديك براى ما نقل كرد و گفت : من خود احجار

هامش
( 1 ) . مزاحم نام دژى است كه پشت خانه‌هاى بنى حبلى قرار داشت . در كوچه ابن حبين [ در وفاء الوفا ابن حيين آمده است ] بازارى بود كه در دوران جاهليت و اوايل اسلام بر پا مىشد . بنگريد به وفاء الوفا ، تحقيق محمد محيى الدين ، ج 2 ، ص 747 و ج 4 ، ص 1306 .
( 2 ) . موقوف و حسن است . سمهودى در وفاء الوفا ، ( ج 2 ، ص 754 ) گفته : ابن شبّه از طريق عروه از عايشه روايت كرده است كه . . . - و بعد متن همين حديث را آورده است .
( 3 ) . اين خبر در وفاء الوفا ، ( به تحقيق محمد محيى الدين ، ج 2 ، ص 754 ) آمده است .
( 4 ) . سند حديث حسن است . ابوداوود ( 4361 ) و ابن ماجه ( 3958 ) آن را نقل كرده‌اند . گفتنى است نام ابوعمران جوفى در متن ابن شبه « جوفى » بوده و محققان متن عربى به استناد و منابع حديث و نيز تقريب التهذيب ، صورت درست آن را « جوفى » دانسته و همين گونه ثبت كرده‌اند .