نازل فرمود از آن پس كه خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله خويش خبر داد كه او را از آسيب مردمان نگه مىدارد ، آن حضرت محافظان را رها كرد . « 1 »
بازارهاى مدينه در دوران جاهليت و اسلام
662 - ابراهيم بن منذر براى ما نقل كرد و گفت : اسحاق بن جعفر بن محمد ما را حديث آورد و گفت : عبداللَّه بن جعفر بن مِسْوَر ، از شريك بن عبداللَّه بن ابىنَمِر ، از عطاء بن يسار نقل كرد كه گفته است : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست براى مدينه بازارى قرار دهد ، نخست به بازار بنى قينقاع آمد و سپس به بازار مدينه آمد و آنجا پاى خويش بر زمين كوبيد و فرمود : « اين بازار شماست ؛ مباد در اينجا سخت بگيرند يا خراج گرفته شود » . « 2 » 663 - ابراهيم بن منذر حزامى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن جعفر ، از محمدبن عبداللَّه بن حسن حديث كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله بازارهاى مسلمانان را به عنوان صدقه بدانان واگذارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث مرسل است . منابع آن همان است كه در ذيل شماره 655 گذشت .
( 2 ) . سند اين حديث ضعيف است ؛ چنان كه در تقريب آمده ، ابراهيم بن منذر صدوق است ، اسحاق بن جعفر صدوق است ، بر عبداللَّه بن جعفر اشكالى نيست ، شريك صدوق است ، اما خطا مىكرد .
ابن ماجه ( 2333 ) اين حديث را به سند خود از ابواسيد ساعدى نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوق نبيط رفت در آن نگريست و فرمود : اين براى شما بازارى نيست . سپس به بازارى ديگر رفت و در آن نيز نگريست و فرمود : اين هم براى شما بازارى مناسب نيست . آنگاه بدين بازار برگشت ، قدرى در آن چرخيد و سپس فرمود : اين بازار شماست . مباد در اين بازار كم فروشى كنند يا خراج و ماليات بر آن وضع كنند .
هيثمى در مجمع گفته : راويان اين حديث همه ضعيف هستند : اسحاق بن ابراهيم ، محمد بن على و شيخ آنها ، يعنى زبير بن منذر بن ابىاسَيد ساعدى .
( 3 ) . اين اثر ضعيف است ؛ چنان كه ابن حجر در تقريب آورده ، محمد بن عبداللَّه بن حسن ؛ يعنى نوهء حسن بن على بن ابىطالب عليه السلام ثقه و جليل است . اما دو تن ديگر يعنى ابراهيم بن منذر و عبداللَّه بن جعفر در سند اين حديث هستند و اين دو - چنان كه گذشت - راويانى ضعيف هستند .
حديث در وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 540 به نقل از ابن شبه و ابن زباله آورده شده است .