تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

نه دنبالهء سپاه بر طليعه مىرسد و نه طليعه دنباله را درمىيابد . ابومهزم گويد : هنگامى كه لشكر حُبَيْش بن دلجه آمد ما گفتيم : اين همان لشكر است ، اما آن نبود . « 1 » 675 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ما را حديث كرد و گفت : على بن زيد ، از حسن ، از امّ سلمه برايمان نقل خبر كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه خفته بود كه بناگاه نشست و « انّا للَّه » گفت . گفتم : پدر و مادرم به فدايت ، اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، چرا آه و اندوه و استرجاع مىكنى ؟ فرمود : لشكرى از همين امت من از سمت شام روانه مىشود و آهنگ خانه خدا مىكند تا آنجا به سركوب كسى پردازد كه خداوند او را در برابر ايشان نگه مىدارد . چون به بيابان ذىالحليفه رسند همه به زمين فرو برده شوند در حالى كه مقاصد و انگيزه‌هايى گوناگون دارند . پرسيدم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، پدر و مادرم به فداى تو ، چگونه در حالى كه مقاصد و انگيزه‌هاى گوناگون دارند همه به زمين فرو برده مىشوند ؟ فرمود : « برخى از آنان مجبور شده‌اند » . « 2 » 676 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد ، از ابوعمران جوفى ، از يوسف بن سعد ، از عايشه حديث همانند نقل كرد . « 3 » 677 - احمد بن عيسى براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن وهب ما را حديث كرد و گفت : ابولهيعه ، از بسر بن لخم معافرى نقل كرد كه گفته است : از ابو فراس شنيدم كه مىگويد : از عبداللَّه بن عمر شنيدم كه مىگفت : هنگامى كه در بيابان مدينه سپاه مهاجم به زمين فرو برده شود ، اين نشانهء قيام مهدى است . « 4 »

ماجراى افْك

678 - حسين بن ابراهيم براى ما نقل كرد و گفت : فليح بن سليمان اسلمى ، از ابن
هامش
( 1 ) . موقوف و ضعيف است . منابع آن در ذيل شمارهء 628 گذشت .
( 2 ) . احمد ( ج 6 ، صص 316 و 317 ) ، ابويعلى ( 321 / 2 و 321 / 1 ) و طبرانى در معجم الكبير ( ج 23 ، ص 861 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و حديثى صحيح است .
( 3 ) . سند حديث حسن است و حديث پيشين آن را گواهى مىكند .
( 4 ) . موقوف و ضعيف است ؛ سند آن مشتمل بر ابن لهيعه است كه وى را ضعيف دانسته‌اند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 299 | ابن شبة النميري / صابرى