655 - عثمان بن عبدالوهاب براى ما نقل كرد و گفت : مروان بن معاويه ، از عاصمبن محمد بن زيد ، از محمد بن كعب قرظى نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله به پاسدارى از خود فرمان داد . اما آيهء « وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ » نازل شد و از آن پس محافظان را واگذاشت . « 1 » 656 - محمد بن مسلم براى ما نقل كرد و گفت : ابوبكر بن عياش ، از عاصم بن ابىنجود ، از حارث بن حسان بكرى نقل كرد كه گفته است : به مدينه رفتم و رسول خدا صلى الله عليه و آله را بر منبر ديدم ، بلال در آنجا شمشير به ميان بسته بود و در سويى ديگر پرچمهايى سياه ديدم . پرسيدم : اين پرچمهاى سياه چيست ؟ گفتند : اين عمرو بن عاص است كه اينك از غزوهء ذات السّلاسل باز گشته است . « 2 » 657 - حسين بن ابراهيم بن حرّ براى ما نقل كرد و گفت : سيف بن هارون برجمى ، از عصمة بن بشير حديث كرد كه گفته است : فرع از نفيع نقل خبر كرد كه گفته است : مردم از اين سخن مىگفتند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خالد بن وليد را فرستاده است تا بردگان مصر را آزاد كند . نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم و او را ديدم كه بر شتر خويش سوار است و همراه او سياهپوستى بلند قامت شانه به شانه ايستاده و قدرى از آن حضرت بلندتر است . چون به او نزديك شدم ، به سمت من برگشت . اما پيامبر صلى الله عليه و آله او را [ از اين كه آزارى به من رساند يا مانع من شود ] باز داشت « 3 » 658 - على بن ابىهاشم براى ما نقل كرد و گفت : هُشَيْم ، از يحيى بن سعيد ، از عمره ، از عايشه نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله در حجرهء خود نماز خواند و مردم در
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٩٢
هامش
( 1 ) . حديث مرسل است . طبرى آن را در جامع البيان ( ش 12280 ) نقل كرده است .
( 2 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 3 ، صص 3326 ، 3327 ، 3328 و 3329 ) اين حديث را نقل كرده است .
( 3 ) . مرسل و كاملًا ضعيف است ؛ سند مشتمل است بر عصمة بن بشير كه به گفتهء ذهبى در ميزان مجهول است ، همچنين مشتمل است به نفيع بن حارث كه به گفتهء ذهبى ، عقيلى دربارهاش گفته : در رافضيگرى غلوّ داشت ، بخارى گفته : دربارهء او سخنهايى مىگويند . ابن معين و ابوذرعه گفتهاند : قابل اعتنا نيست .