تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

بابى دربارهء گردآورى قرآن ، قصه گويى و قصّه گويان

9 - محمد بن يحيى ما را حديث آورد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از ابراهيم‌بن سعد ، از ابن شهاب ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبه نقل حديث كرده كه گفته است : نخستين كسى كه قرآن را در مصحفى گرد آورد و نوشت ، عثمان بن عفان بود . او اين قرآن را در مسجد گذاشت و گفت هر صبح خوانده شود . 10 - عبدالعزيز بن عمران ، از محرز بن ثابت ، وابستهء مَسْلَمَة بن عبدالملك ، از پدرش چنين خبر آورد كه گفته است : من در شمار پاسبانان حَجّاج بن يوسف بودم . حَجّاج مصحف‌ها را نوشت و آنها را به شهرها فرستاد . او مصحفى به مدينه فرستاد ولى خاندان عثمان آن را خوش نداشتند . پس به آنان گفته شد : مصحف عثمان را بياوريد تا خوانده شود . گفتند : روزى كه عثمان كشته شد آن مصحف آسيب ديد . محرز گويد : به من خبر رسيده كه مصحف عثمان به خالد بن عمرو بن عثمان رسيده است . او مىگويد : چون مهدى خليفه شد ، مصحفى به مدينه فرستاد و اين همان است كه امروزه خوانده مىشود . وى همچنين مصحف حَجّاج را كنار گذاشت و امروز اين مصحف در صندوقى كه پايين منبر است نگهدارى مىشود .

يادى از قصص

11 - ابوعاصم ما را حديث كرد و گفت : عبدالحميد بن جعفر ما را حديث آورد و گفت : صالح بن ابىعريب ، از كثير بن مُرّه نقل كرد كه عوف بن مالك اشْجعى و ابن عبد كُلال به مسجد حِمْص درآمدند و آنجا گروهى را ديدند كه بر پيرامون مردى گرد آمده‌اند . عوف پرسيد : اين اجتماع چيست ؟ گفتند : كَعْب « 1 » براى مردم قصه مىگويد . گفت : واى بر

هامش
( 1 ) . كعب الأحبار ، نامش مانع و كنيه‌اش ابواسحاق است . او مردى يهودى بود كه اسلام آورد ، در حمص‌سكونت گزيد و به سال 32 ق . در روزگار خلافت عثمان در همان جا درگذشت . شرح حال او را بنگريد در : طبقات الكبير ، ابن سعد ، ج 7 ، ص 445 .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 21 | ابن شبة النميري / صابرى