خرم است واگذارند تا آن كه گربهها بر بالشهاى خز بول كنند و هيچ چيز آنها را نرماند و روباهها در بازارهاى شهر پرسه زنند و هيچ چيز آنها را نترساند » . « 1 » 638 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : مسعودى ما را حديث كرد و گفت : ابن فرات ، از ابوطفيل ، از حذيفة بن اسَيد نقل خبر كرد كه گفته است : آخرين كسانى كه برانگيخته مىشوند دو مرد از مزينه هستند كه چون مردم را نمىيابند يكى به ديگرى مىگويد : مدتى است كه از مردم نشانى نمىيابيم ؛ خوب است نزد كسى از بنى فلان برويم . پس روانه مىشوند و آنجا نيز كسى نمىيابند . آنگاه يكى مىگويد : بيا به مدينه برويم . روانه مىشوند و در آنجا نيز كسى نمىيابند . يكى مىگويد : بيا به منازل قريش در بقيع غرقد برويم . بدانجا مىروند و در آن نيز جز درندگان و روباههاى نمىبينند . پس به سوى مسجد الحرام روانه مىشوند . « 2 » 639 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : سلام بن مسكين ، از عمران ابن عبداللَّه بن طلحه حديث كرد كه گفته است : ابوهريره گفت : بر اين منبر زمانى فرا رسد كه - گمان مىكنم گفت روباهى - در سايهء آن بنشيند و هيچ كس از مردم او را نرماند . « 3 » 640 - و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « مردمان مدينه در حالى آن را ترك گويند كه خرماها رسيده است » گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، چه كسى آنها را مىخورد ؟ فرمود : درندگان و پرندگان . « 4 » 641 - سُلَيم بن احمد براى ما نقل كرد و گفت : وليد بن مسلم براى ما حديث كرد و گفت : ابن لهيعه ، از ابوزبير ، از جابر نقل كرد كه از عمر بن خطاب شنيده است كه بر منبر مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده است كه مىفرمود : « مردمان مدينه از اين شهر بيرون
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 271
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٧١
هامش
( 1 ) . در وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 85 ) نقل شده است .
( 2 ) . موقوف است ، ولى بر آن اشكال نيست . در وفاء الوفا ( چاپ آداب ، ج 1 ، ص 86 و چاپ محمد محيى الدين عبدالحميد ، ج 1 ، ص 123 ) آمده است .
( 3 ) . موقوف و حسن است . در وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 85 ) آمده است .
( 4 ) . حديث را در وفاء الوفا ، ( چاپ محمد محيى الدين عبدالحميد ، ج 1 ، ص 122 ) بنگريد .