مسكن گزيدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله با چند بار شتر خرما به نزد آنان رفت و پرسيد : از چه روى بدين سرزمين آمدهايد ؟ گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به واسطهء نزديكى سرزمينمان به تو نزد تو آمدهايم . از ديگر سوى جنگ با تو را خوش نداشته و پيكار با قوم و قبيله خويش را هم ، بدان سبب كه شمارمان در برابر آنان اندك است ، خوش نداشتهايم . دربارهء اين گروه بود كه خداوند آيه أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ . . . سَبِيلًا « 1 » را فرو فرستاد . بنى اشجع در محله خود مسجدى ساختند . « 2 » ابوغسان گفت : بنى جُشَم بن معاوية بن بكر بن هوازن [ بن منصور بن عكرمة بن حصفة بن قيس ] « 3 » در محلهء خاص خود كه « بنوجُشَم » نام گرفت منزل كردند . اين محله در فاصله ميان كوچهاى كه آن را « زقاق سفيان » مىناميدند ، تا باقيماندههاى بنايى كه آن را « اساس اسماعيل بن وليد » مىگفتند و تا خوخة الأعْراب ، تا سراى زَكْوان وابستهء مروان بن حكم قرار داشت . بنى مالك بن حماد ، و بنى زُنَيْم و بنى سكين ، از طايفهء فَزارة بن ذبيان بن بغيض بن ريث بن عظفان در محلهاى كه آن را « بنوفزاره » گويند مسكن گزيدند . اين محله در مقابل خشرم ، تا حمام صعبه ، تا سوق حطابين كه در جبانه است واقع شده بود ، و كسى از بنى عدى بن فزاره در آن منزل نكرد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٥٧
بنى كعب بنعمرو بنعدى بنعمرو بنعامر در فاصله ميان جنوب بنى ليث بنبكر ، تا سراى شريح عدوى - منسوب به عدى بن عمرو - تا محل خرما فروشان در بازار ، تا زقاق جلادين كه به مصلى مشرف است ، تا بُطْحان ، تا زقاق كُدام - و كُدام چراگاه كوچك
هامش
( 1 ) . نساء / 90 : . . . يا در حالى نزد شما بيايند كه سينه آنان از جنگيدن با شما يا جنگيدن با قوم خود به تنگ آمده باشد . . . .
( 2 ) . حديث ضعيف و مرسل است .
( 3 ) . افزوده مستند است به وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 552 .