تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
زبير رسيده است ، و بر كنار كوچه‌اى كه از محله خمّارين مىگذرد و سراى هانى كه امروزه در دست آل جبير است پشت آن قرار مىگيرد . عبدالرحمان بن عوام سرايى ساخت كه بعدها به « دار الريان » معروف شد . اين سرا سه در داشت : درى به سوى سراى مطّلب بن عبداللَّه مخزومى گشوده مىشد ، درى ديگر به سمت سنگچين شدهء بزرگى كه به سوى بقيع زبير كشيده شده است و درى ديگر هم به سمت سراى آل سراقه عدوى و سراى ايّوب بن سلمه مخزومى . امروزه اين سراى در دست فرزندان عبدالرحمان است .

سراى عَبْد بن قُصَىّ

طليب بن كثير بن عبد بن قُصَى در كوچه صفارين سرايى ساخت ، ابوكثير بن زيد بن كثير بن عبد بن قُصَىّ آن را به ارث برد و بعدها از دست اين خاندان خارج شد .

سراهاى بنى زهره

عبدالرحمان بن عوف چند سرا ساخت . سه غرفه از سراى او كه « قرائن » ناميده مىشد جزو مسجد نبوى قرار گرفت . شنيدم كسى مىگفت : « قرائن » سه گنبد خانه ، از آن عبدالرحمان بن عوف بوده است . ابوقطيفه « 1 » در شعرى از قرائن چنين ياد مىكند :

هامش
( 1 ) . نام كامل ابوقطيفه عمرو بن وليد بن عقبة بن ابىمحيط و نام كامل ابومحيط نيز ابان بن ابىعمرو بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤى است . ابوقطيفه و كسانش از طايفه عنابس از بنى اميه بود . ابن زبير او را به همراه ديگر امويان كه از مدينه راند ، به شام تبعيد كرد و چون زمان درازى در شام ماند اين بيت و چند بيت بعدى را سرود :و هل أدور حول البلاط عوامر * من الحى أم هل بالمدينه ساكن اذا برقت نحو الحجاز سحابة * دعا الشوق منى برقها المتيامن فلم اتركنها رغبة عَن بلادها * ولكنه ما قدر اللَّه كائنبنگريد به : اغانى ، چاپ بولاق ، ج 1 ، ص 16 .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 228 | ابن شبة النميري / صابرى