تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

صدقه عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب

عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطّلب ملكى را كه در صهوه داشت كه جايى است ميان معن و بير حوزه در فاصله يك شب راهپيمايى از مدينه وقف كرد . اين موقوفه امروزه در اختيار خليفه است و بر آن وكيل مىگمارد .

صدقه‌هاى على بن ابىطالب

[ عليه السلام ] 582 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از واقد بن عبداللَّه جهنى ، از عمويش ، از جدش كُشْد بن مالك [ جهنى ] « 1 » نقل خبر كرد كه گفته است : طلحة بن عبيداللَّه و سعيد بن زيد هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنان را براى رهگيرى و تعقيب كاروان ابوسفيان فرستاده بود در منحار ، جايى ميان حوزه سفلى و منحوين بر گذر كاروان‌هاى شام ، بر من وارد شدند . آنان بركُشْد وارد شدند و وى ايشان را پناه داد از همين روى ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله يَنْبُع را تصرف كرد آن را به اقطاع به كُشْد واگذاشت . كشد گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله من كهنسالم ؛ آن را به تيول برادرزاده‌ام ده . پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به وى واگذاشت و بعدها عبدالرحمان بن سعد بن زرارهء انصارى آن را به سى هزار درهم از وى خريد . عبدالرحمان به آنجا رفت و گرفتار توفان و باد و بلايا شد . در اين گرفتارى تأمل كرد و اين زمين را واگذاشت و راه برگشت در پيش گرفت . او خود را در منزل ليّه به على بن ابىطالب [ عليه السلام ] رساند . على [ عليه السلام ] از او پرسيد : از كجا مىآيى ؟ گفت : از ينبع ، در حالى كه از آن بدم آمده است ؛ آيا دوست دارى آن را از من بخرى ؟ على [ عليه السلام ] فرمود : آن را به قيمت از تو مىخرم . گفت : از آنِ تو . پس على [ عليه السلام ] بدان سرزمين رفت و نخستين كارى كه كرد حفر سلسله چاه‌هاى بُغَيبغه « 2 » بود كه آنها را به آب برساند و آب از آنها سرازير گشت .

هامش
( 1 ) . محققان متن عربى اين افزوده را به نقل از اسد الغابه ( ج 4 ، ص 239 ) و وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 392 ، چاپ‌آداب ) آورده‌اند .
( 2 ) . بغيبغه تصغير بغبغ و آن به معناى چاه كم عمق است . اين نام بر مجموعه‌اى از چاه‌ها اطلاق شده كه از آن جمله است : عين خيف الآراك ، خيف ليلى و خيف بسطاس . در اين باره بنگريد به : وفاء الوفا ج 3 ، 277 ، چاپ آداب ؛ اصابه ، ج 3 ، ص 277 ، شرح حال كُشد جهنى .