تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

« فىء » « 1 » و غنايم و سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين خصوص .

هامش
( 1 ) . در اين بخش و در روايت‌هاى همانند ، به فراوانى از « فىء » سخن به ميان مىآيد و اين گاه به معناى كل غنايم ، گاه نيز به معناى انفال و گاه به معناى ديگر است . مدرسى در اين باره در « زمين در فقه اسلامى » چنين مىآورد : « اين اصطلاح از آن جمله اصطلاحات فقهى است كه حتى در مآخذ اسلامى ابهاماتى در مورد آن وجود دارد و در آغاز نوعى ناهماهنگى و اختلاف نيز ميان موارد استعمال آن ديده مىشود . در برخى مآخذ به اين نكته اشاره شده كه دو كلمهء فىء و غنيمت در آغاز معنى واحدى داشته و در ادوار متأخرتر نيز كه هر يك مفهوم متغايرى يافته است گاهى در جاى يكديگر به كار رفته‌اند كه اين مسأله در برخى اصطلاحات فقهى ديگر هم نظايرى دارد . براى توضيح اين اصطلاح ، نخست بايد توجه داشت كه در مآخذ فقهى و ديوانى اسلامى ، اموال دولت اسلامى را از جنبه‌هاى مختلف به چند نوع تقسيم نموده‌اند . ابوعبيد ، دانشمند آغاز قرن سوم ، اموالى را كه امام عهده دار حفظ و توزيع يا مصرف آن است به سه گروه فىء ، غنيمت و صدقه ( زكات ) تقسيم نموده و كتاب مشهور خود : « الأموال » را بر همين اساس طرح ريزى كرده است . غنيمت يعنى اموال منقولى كه با جنگ به دست آيد ، ميان جنگاورانى كه آن را به دست آورده‌اند تقسيم مىگردد و ملك حكومت نيست جز يك پنجم آن كه به ضميمهء فىء و صدقه در اختيار حكومت قرار مىگيرد و از نظر شرعى ، مصرفى خاص دارد . به همين اعتبار منابع مالى دولت اسلامى ، در يك تقسيم دقيق‌تر ، در سه گروه : فيىء ، خمس و صدقه دسته بندى شده است . در بسيارى از منابع فقهىِ سنى معمولًا يك گروه ديگر با عنوان اموال بدون مالك به اين ليست افزوده شده و از منابع چهار گانهء بيت المال سخن رفته است . ابن جماعه اموال مشترك جامعهء اسلامى را در شش گروه گرد آورده كه از همان منابع چهار گانه بيرون نيست . غزالى در « احياء علوم الدين » اقسام اموال سلطانى را كه محل عطاياى او تواند بود در هشت نوع دسته بندى كرده است ، ولى اين تقسيم ناظر به واقعيت وضع ديوانى است و نه بر اساس فقه . از اين رو موروثات خانوادگى و اموال مغصوب و حرام ديوان ؛ از قبيل رشوه‌ها و مصادرات نيز در آن ذكر گرديده است . روزبهان همين اموال را با تفصيلى بيش‌تر در دوازده قسم آورده است . ابن عابدين اموال اسلامى را از رهگذر كيفيت و نحوهء به دست آمدن آن بر سه گونه مىداند : اموالى كه با جنگ به دست آمده كه غنيمت است ، اموالى كه پس از جنگ ولى با اعمال قدرت و به خاطر سلطه و حاكميت مسلمانان نصيب جامعهء اسلامى شده ( مانند جزيه‌اى كه از غير مسلمانان ستانده مىشود ) كه فىء خواهد بود ، و اموالى كه بدون جنگ و بدون اعمال قدرت به دست مىآيد ؛ مانند مال الصلح و هدايا كه مشمول هيچ يك از دو عنوان فىء و غنيمت نيست هر چند از نظر