تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

550 - عمرو بن عاصم و موسى بن اسماعيل براى ما نقل كردند و گفتند : حماد بن سلمه ، از كلبى ، از ابوصالح ، از امّ هانى حديث كرد كه فاطمه عليها السلام به ابوبكر گفت : چون تو بميرى كسى از تو ارث برد ؟ گفت : فرزندان و كسانم . گفت : پس چگونه است كه تو به جاى ما از رسول خدا صلى الله عليه و آله ارث مىبرى ؟ گفت : اى دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ، من نه از پدرت خانه‌اى به ارث برده‌ام ، نه زمينى ، نه طلايى و نه نقره‌اى . گفت : آرى ، اما سهمى كه خداوند براى ما قرار داده است و صافيه‌اى « 1 » كه در فدك واقع است و از آنِ ماست چطور ؟ ابوبكر

هامش
( 1 ) . اصطلاح صوافى ، صفى و صافيه ، از اصطلاحاتى است كه دربارهء گونه‌اى از اراضى انتقال يافته از كفار و به تصرف درآمده از سوى مسلمانان به كار رفته است . مدرسى در ذيل اصطلاح صوافى مىنويسد : مفاد اين اصطلاح در دو نظام فقهى شيعى و سنى با يكديگر متفاوت و مختلف است . در فقه سنى منظور از صوافى زمين‌هايى است كه امام با رضايت خاطر مسلمانان از اراضى مفتوح العنوه براى بيت المال انتخاب مىكند . اساس عملى اين كار به وسيلهء خليفهء دوم گذارده شد كه پس از شكست امپراتورى ساسانى كليهء املاك كسرى و خاندان و درباريان او و تمامى اقطاعات وى به ضميمهء املاكى را كه مالكان آن در جنگ با مسلمانان كشته شده بودند ضبط كرد و از آن پس اين اراضى با نام صوافى شناخته شد . مفهوم اراضى دولتى كه بعداً در نظام‌هاى حكومتى متأخر در جهان اسلام ، با عناوينى از قبيل ضياع سلطانى ، خاصه ، مستخلصه ، خالصه ، اراضى مملكت و نظاير آن پديدار گرديد و رقم بزرگى از اراضى سرزمين اسلامى را تشكيل مىداده و ديوان و نظام مالياتى خاص داشته و در مآخذ فقهى سنى و شيعى از احكام خاص آن سخن رفته است بر همان مفهوم و سابقهء عملى صوافى تكيه داشت . در زبان عربى بسيارى اوقات براى بيان ايدهء ضبط و مصادرهء اراضى از طرف ديوان ، از همان ريشهء لغوى ( در شكل‌هاى اصطفا ، صافيه و . . . ) استفاده مىشده است . در فقه اسلامى ماهيتى ديگر وجود دارد ، با اصطلاح صفى ، و آن عبارت است از چيزهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از غنائم جنگى براى خود انتخاب مىنمود . اين ماهيت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به اتفاق نظر فقهاى سنى منتفى شد . صفى ملك شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله محسوب بود هر چند برخى از فقهاى سنى معتقد بودند كه اگر عين مال محفوظ مانده باشد پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله بايد به بيت المال باز گردانده شود و متعلق به جامعهء اسلامى خواهد بود . گويا به اين اعتبار كه او آن اموال را به مقتضاى رياست خود بر جامعهء اسلامى در دست داشت . فقهاى شيعه بر اساس روايات از امامان صفى را جزو انفال و متعلق به مقام امامت مىدانستند . كه بنابراين ، اين حق پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به امام و جانشين وى منتقل خواهد گرديد . پس امامان پس از او نيز حق دارند هر وقت غنيمتى نصيب لشكريان اسلام شد پيش از تقسيم ، چيزهايى از ميان آن براى خود انتخاب كنند . موضوع صفى پيامبر صلى الله عليه و آله - كه شيعه آن را شامل امامان نيز دانسته است - بر اساس هر دو فقه سنى و شيعى ، غنائم است ؛ يعنى اموال منقول كه ميان جنگاوران تقسيم مىشود و به همين دليل در تمامى مآخذ فقه براى بيان ماهيت آن به چيزهايى از قبيل اسب و شمشير و لباس مثال زده شده است . از طرف ديگر ديديم كه صفى ملك شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله بود و با درگذشت او بنابر فقه سنى پايان گرفت ، ولى صوافى ملك بيت المال بود و حق انتخاب بخشى از اراضى براى بيت المال همواره براى خلفا و امامان به رسميت شناخته مىشد . پس ماهيت فقهى صفى ارتباطى با ماهيت سنى صوافى كه با روش خليفهء دوم در مورد اراضى دولتى و بدون مالك سواد آغاز شد ندارد و مطالبى كه بر خلاف اين نكته در نوشته‌هاى برخى دانشمندان غربى آمده است بايد تصحيح گردد . اصطلاح صوافى در فقه شيعى به معنى اموال پادشاهان سرزمين‌هاى فتح شده به كار مىرود . معمولًا از اين اصطلاح در تركيب « صوافى الملوك وقطايعهم » استفاده مىشود كه منظور از صوافى اموال ، و مراد از قطايع املاك آنان است . گاهى نيز صوافى را به معنى اموال و املاك ، هر دو ، به كار برده‌اند كه البته با مفهوم سنى آن تفاوت بسيار دارد ؛ زيرا صوافى در اين مورد بر خلاف فقه سنى به معنى زمين‌هاى مصادره شده نيست بلكه به معنى زمين‌هايى است كه پادشاهان براى خود انتخاب كرده بودند ؛ به عبارت ديگر زمين‌هايى كه صفى پادشاهان پيشين بوده است . در فقه شيعى اين اموال و املاك بر خلاف ساير غنائم به جنگاوران يا جامعهء اسلامى تعلق نخواهد گرفت بلكه تماماً به امام تعلق دارد و جزء انفال شمرده مىشود . بنابراين در فقه شيعى هر دو ماهيت صفى و صوافى الملوك وقطايعهم از وضع حقوقى واحدى در مورد مالكيت برخوردارند و به همين دليل نيز برخى از مآخذ فقهى هر دو را ذيل عنوان جامع واحدى به صورت « صفايا » ذكر نموده‌اند گرچه برخى ديگر اين عنوان را تنها در مورد صفى يا تنها در مورد صوافى و قطايع پادشاهان به كار برده‌اند . ليكن باز ميان اين دو ماهيت از نظر فقه شيعى نيز اختلاف اساسى وجود دارد ؛ زيرا در مورد صفى اين انتخاب امام است كه مورد و مصداق آن را به وجود خواهد آورد ، ولى در مورد صوافى بر اساس اين فقه - بر خلاف فقه سنى - انتخاب امام نقشى ندارد بلكه اموال و املاك پادشاهان مغلوب خود به خود ملك امام محسوب مىشود . ( زمين در فقه اسلامى - ج 2 ، صص 21 - 25 ) - م .