اين املاك مىخورند و من هيچ چيز از صدقه رسول خدا صلى الله عليه و آله را از آن وضعى كه در دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله داشته است تغيير نمىدهم و در اين باره همان گونه عمل مىكنم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله كرد . بدين سان ابوبكر از اين كه چيزى از اين اموال به فاطمه عليها السلام بدهد خوددارى كرد . فاطمه در اين باره از ابوبكر ناخشنود شد ، با او قهر كرد و تا زنده بود با او هيچ سخن نگفت . - او پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله شش ماه زنده ماند و چون درگذشت [ همسرش ] على [ عليه السلام ] او را شبانه به خاك سپرد و ابوبكر را از اين خبر آگاه نساخت و خود بر او نماز گزارد . « 1 » 549 - اسحاق بن ادريس براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن ثور ، از معمر ، از زهرى ، از عروه ، از عايشه نقل كرد كه فاطمه عليها السلام و عباس نزد ابوبكر آمدند و ارث خود را از رسول خدا صلى الله عليه و آله طلبيدند . آنان سهم زمين آن حضرت در فدك و [ سهم او ] در خيبر را مىخواستند . ابوبكر به آنان گفت : من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدهام كه مىفرمود : « ما ارث نمىگذاريم ؛ آنچه بر جاى نهاديم صدقه است . » اينك خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله همه از اين ملك روزى مىخورند و من به خداوند سوگند ، آنچه را خود ديدهام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله انجام مىداده است تغيير نمىدهم و همان مىكنم . راوى گويد : پس فاطمه عليها السلام او را ترك گفت و تا زنده بود دربارهء اين املاك با او هيچ سخن نگفت . « 2 »
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٩٢
هامش
( 1 ) . بخارى ( 3711 ، 3712 ، 4035 ، 4036 ، 4240 ، 4241 ، 6725 و 6726 ) ، مسلم ( ص 1759 ، ح 52 و 53 ) ، ابوداوود ( 2968 و 2969 ) ، نسائى ( ج 7 ، ص 132 ) ، احمد ( ج 1 ، صص 9 - 10 و ج 1 ، صص 4 و 76 ) ، بيهقى ( ج 7 ، ص 65 و 0 ج 1 ، صص 142 و 143 و ج 6 ، صص 300 و 301 ) ، ابويعلى ( 43 ) ، ابن حبان ( 4823 و 6607 ) ، مروزى در مسند ابىبكر ( 35 و 38 ) ، عبدالرزاق ( 9774 ) و بغوى ( 2741 ) اين حديث را نقل كردهاند . كلمهاى كه ميان دو قلاب قرار گرفته به نقل از همين منابع در متن جاى داده شده است .
( 2 ) . بخارى ( 4035 ، 4036 ، 6725 ، 6726 و 3711 ) ، مسلم ( ص 1759 ، ح 53 ) ، ابوداوود ( 2969 ) ، نسائى ( ج 7 ، ص 132 ) ، ابن حبان ( 4823 ) ، بيهقى ( ج 6 ، ص 300 ) ، عبدالرزاق ( 9774 ) ، بزار ( 57 ) و مروزى ( 38 ) اين حديث را نقل كردهاند .
چند واژهاى كه در دو قلاب قرار گرفته از همين منابع برگرفته شده و در متن ابن شبه افتادگى داشته است .