از خيبر داشتهايد مالى ديگر به شما دهم . ( ما سهم خود را از خيبر واگذاشتيم و ) منتظر مانديم ، اما عمر كشته شد و هيچ چيز به ما نداد . پس عثمان خيبر را در اختيار گرفت . ما اين مسأله را با او در ميان نهاديم . گفت : عمر آن را از شما ستانده و در مقابل چيزى به شما نداده است . بدين سان او هم از اين كه چيزى به ما دهد خوددارى ورزيد . « 1 » 529 - عثمان بن عمر براى ما نقل كرد و گفت : موسى ، از زهرى نقل كرده كه گفته است به من رسيده كه از هر غنيمتى كه مسلمانان به چنگ آوردهاند و رسول خدا صلى الله عليه و آله خود در آن جنگ حضور داشته است ، خمسش به پيامبر صلى الله عليه و آله مىرسيد . در هيچ جنگى براى آنها كه حضور نداشتند سهمى از غنيمت اختصاص نمىيافت مگر در جنگ خيبر كه آنجا به غايبان حديبيه سهم داده شد ؛ زيرا كه او پيشتر وعدهء خيبر را به مسلمانان حاضر در غزوه حديبيه داده بود ، چنان كه خداوند مىفرمايد : وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثيرَةً تَأخُذُونَها فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ . « 2 » بنابراين ، سپاه حديبيه ، خواه آنان كه در اين پيكار اخير شركت كردند و خواه آنها كه در اين پيكار حضور نداشتند ، از غنايم خيبر برخوردار شدند . « 3 » 530 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : ابراهيم بن سعد ، از زهرى ، از سعيد بن مسيّب نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خيبر را به ساكنانش واگذاشت به اين شرط كه در آن كار كنند و سهمى از خرما را بردارند . آنان در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله در دوران خلافت ابوبكر و سالهاى آغازين دورهء خلافت عمر بر همين وضع بودند . « 4 » 531 - زهرى گفت : عبداللَّه بن عبيداللَّه برايم نقل خبر كرد كه به عمر خبر رسيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در بيمارىِ رحلت خويش فرموده است : « در جزيرة العرب دو دين در كنار هم گرد نيايند . » عمر در اين باره به جست و جو پرداخت تا سرانجام سندى از رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اين سخن يافت . آنگاه گفت : هر يك از مردمان حجاز - مقصود اهل كتاب بود - كه از
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٨٢
هامش
( 1 ) . سند حديث ضعيف است ؛ چنان كه در تقريب آمده ، حكيم بن جبير ضعيف و متهم به تشيع است .
( 2 ) . فتح / 20 : خداوند به شما غنيمتهاى فراوانى وعده داد كه به زودى آنها را خواهيد گرفت ، اما اين يكىرا برايتان پيش انداخت .
( 3 ) . مرسل و حسن است ؛ ابوداوود ( 3019 ) آن را به اختصار آورده است .
( 4 ) . مرسل و حسن است .