تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كنند . وليد كه اين سخن شنيد سكوت گزيد . 347 - هارون بن عُمَير براى ما نقل كرد و گفت : اسد بن موسى ، ابوسلمه جامع بن صبيح ، از يحيى بن سعيد نقل كرده كه گفته است : يعقوب بن عبداللَّه بن اسحاق ، از عبداللَّه ابن فروج برايم نقل خبر كرد و گفت : با طلحه بوديم كه به من و برادرزادهء خود عبدالرحمان بن عثمان بن عبيداللَّه گفت : برويد و ببينيد آن مرد ( عثمان ) چه كرده است ؟ ( عبداللَّه ) گفت : روانه شديم و به خانه او رفتيم و او را ديديم كه به جامه‌اى سفيد پوشيده شده است . به نزد طلحه بازگشتيم و او را از آنچه ديده بوديم آگاهانديم . ديگر بار گفت : باز گرديد و او را كامل بپوشانيد . ديگر بار روانه شديم و جامه‌اش را به او پيچيديم ، چونان كه جامهء شهيد را به او بپيچند . سپس او را بيرون برديم تا بر او نماز بگزاريم . مصريه گفت : به خداوند سوگند نبايد بر او نماز خوانده شود . ابوجهم بن حُذيفه هم گفت : به خداوند سوگند بر شما ايرادى نيست اگر بر او نماز نخوانيد ؛ خداوند بر او نماز خوانده است . پس مردمان دمى با دسته‌هاى شمشيرهاى خود بر او يورش بردند ، چنان كه گمان بردم او را كشتند . سپس قصد داشتند عثمان را در جوار پيامبر صلى الله عليه و آله خدا دفن كنند . او پيشتر از عايشه جاى قبرى درخواست كرد و عايشه نيز جاى قبرى به او بخشيده بود - اما از اين كار مانع شدند و گفتند : به سيرهء اينان ( پيامبر صلى الله عليه و آله و دو خليفهء نخستين ) عمل نكرده است تا با آنان به خاك سپرده شود . بدين سان در قبرستانى كه او خود خريده و به قبرستان عمومى افزوده بود به خاك سپرده شد و او نخستين كس بود كه در اين قطعه به خاك سپردند . اسد مىگويد : سعيد بن مَرْزُبان برايم نقل كرد كه عمرو بن عثمان بر او نماز خواند . « 1 »

قبر عبدالرحمان بن عوف

348 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از محمد بن عبدالعزيز و راشد بن حفص ، از حفص بن عمر بن عبدالرحمان نقل كرد كه گفته است :
هامش
( 1 ) . اين حديث به طور كامل در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 914 ) آمده است .