تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

344 - على ، از ابودينار - فردى از بنى دينار بن نجار - از مخلد بن خفاف ، از عروةبن زبير نقل كرد كه گفت : اسلم بن اوس بن بَحْرَه ساعدى بود كه آنان را از دفن عثمان در بقيع بازداشت . گويد : پس او را به حُشّ كوكب بردند و حكيم بن حِزام بر او نماز خواند . ( بعدها ) بنى اميه حَشّ كوكب را ضميمه بقيع كردند . « 1 » 345 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از پدرش ، از عثمان بن محمد بن مغيرة بن اخْنس بن شريق ثقفى ، از مادرش حكيمه « 2 » نقل كرد كه گفته است : من با آن چهار تن كه عثمان بن عفان را به خاك سپردند همراه بودم : جبير بن مطعم ، حكيم بن حزام ، ابوجهم بن حُذَيفه و نَيّار بن مكرم اسْلمى . آنان جنازه را بر روى لنگه درى حمل مىكردند و من صداى برخورد سر او را با در مىشنيدم كه به سان عصايى كه بر چوب زنند دُب دُب مىكرد . به هر حال جنازه را به حُشّ كوكب بردند و در قبر نهادند و ديوارى بر قبر ويران كردند . در همان جا نيز بر او نماز خوانده شد . حُشّ كوكب نام باغى در ميان محوطه‌اى است كه در شرق بقيع قرار داشته و آن را « خضراء ابان » يعنى ابان بن عثمان مىناميده‌اند . « 3 » 346 - ابوشبه بن عمر بن ابىعمرو براى ما نقل كرد و گفت : موسى بن عبدالعزيز برايم نقل خبر كرد و گفت : عمر بن عبدالعزيز گفت : وليد هنگامى كه به مدينه آمد بر دستان من تكيه زد و به گردش در اطراف مسجد النبى پرداخت . او به بناى مسجد و سپس به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله نگريست و آنجا ايستاد . سپس به من رو كرد و گفت : آيا ابوبكر و عمر در جوار اويند ؟ گفتم : آرى . گفت : پس اميرالمؤمنين عثمان كجاست ؟ گويد : خدا مىداند كه گمان كردم وليد تا اين دو جنازه را از اينجا بيرون نفرستد نخواهد رفت . از همين روى به او گفتم : اى امير مؤمنان ، هنگامى كه عثمان كشته شد مردم در فتنه و آشوب گرفتار بودند و همين بود كه به آنان اجازه نداد او را در جوار اينان دفن

هامش
( 1 ) . حديث به همين سند و متن در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 99 ) آمده است .
( 2 ) . حكيمه دختر امية بن اخنس است كه از امّ سلمه نقل حديث مىكند و يحيى بن ابىسفيان اخنس هم از اونقل مىكند . ابن حِبّان او را ثقه دانسته است . بنگريد به : خلاصهء خزرجى ، ص 422 .
( 3 ) . چنان كه در مجمع ( ج 9 ، ص 95 ) آمده ، طبرانى حديثى به همين مضمون از طريق مالك بن انس نقل كرده و هيثمى دربارهء اين حديث گفته است : رجال آن ثقه‌اند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 119 | ابن شبة النميري / صابرى