قبرستان بقيع و بنى سلمه ، و دعا در آنجا
280 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از پدرش ، از محمد بن اسحاق ، از عبداللَّه بن عمر بن على ، از عبيداللَّه بن جبير وابستهء حكم بن ابىعاص ، از ابن ابىمُوَيْهَبه غلام رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرد كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله نيمه شبى مرا از خواب بيدار كرد و فرمود : « من فرمان يافتهام كه براى مردگان بقيع آمرزش طلبم : با من همراه شو » . من با او روانه شدم . چون ميان آنان قرار گرفت فرمود : « درود بر شما اى اهل قبور ، بايد وضعى كه در آن هستيد براى شما آسانتر از وضعى باشد كه مردم بدان درآمدهاند ؛ فتنهها به سان پارههاى شبى تاريك روى كرده و يكى در پى ديگر مىرسد ، يكى بدتر از ديگرى است » . سپس مدتى طولانى براى مردگان آمرزش طلبيد . « 1 » 281 - اسماعيل بن ابىطرفه حرانى براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن سلمه ، از محمد بن اسحاق ، از عبداللَّه بن عمر بن على ، از عبيد بن جبير ، وابسته حكم بن ابىعاص ، از عبداللَّه بن عمرو بن عاص ، از ابومُوَيْهَبه نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله نيمه شبى مرا بيدار كرد و فرمود : اى ابومُوَيْهَبه ، من فرمان يافتهام كه براى ساكنان اين بقيع آمرزش بطلبم » من با او روانه شدم و چون كنار قبور آنان قرار گرفت فرمود : « سلام بر شما اى اهل قبور ! كاش مىدانستيد خداوند شما را از چه نجات داده است ؛ آنچه شما بدان درآمدهايد بايد آسانتر از آن باشد كه مردم بدان درآمدهاند ؛ فتنهها چون پارههاى شب ظلمانى روى كرده ، يكى در پى ديگرى مىرسد و يكى بدتر از ديگرى است » . سپس براى آنان آمرزش طلبيد و آنگاه فرمود : « اى ابومويهبه ، كليدهاى همهء گنجهاى دنيا و كليد جاودانگى در دنيا به من داده شده و ميان اين و لقاى پروردگار و سپس بهشت مخير داشته شدهام » . گفتم ، پدر و مادرم به فدايت ! كليدهاى گنجهاى دنيا و ماندگارى را بگير و سپس بهشت را . فرمود : « نه ، به خدا سوگند نه ، اى ابومويهبه . من لقاى پروردگار خود و سپس