تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « احُد و وَرِقان « 1 » ، قُدس و رَضْوى از كوه‌هاى بهشت هستند . » « 2 » 273 - گفت : عبدالعزيز ، از ابن سمعان ، از عبداللَّه بن محمد بن عبيد ، از زينب دختر نبيط ، از انَس بن مالك نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « احد بر درى از درهاى بهشت است ؛ چون بر آن گذر مىكنيد ، از درختان و بوته‌هاى آن بخوريد ، هر چند بوته‌اى خار باشد » « 3 » 274 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : حزامى ما را حديث كرد و گفت : سفيان بن حمزه ، از كثير بن زيد ، از عبداللَّه بن تمام وابستهء ام حبيبه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ، از زينب دختر نبيط كه در خانهء انس بن مالك بود نقل كرده است كه وى دختران خود را [ به كوه احد ] مىفرستاد و به آنان مىگفت : به احد برويد و از گياه آن ، برايم بياوريد و اگر هيچ چيز جز خار نيابيد ، همان را بياوريد ؛ چه ، انس بن مالك گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « اين كوهى است كه ما را دوست دارد و ما آن را دوست داريم » . زينب گفت : از گياه و درخت احد بخوريد هرچند از خارى كه آنجا روييده باشد . گفت : او خرده خرده از گياهان احد به ما مىداد و ما آن را مىجويديم . « 4 » 275 - ابوغسان گفت : عبدالعزيز از عبداللَّه بن عبدالرحمان بن هرمز ، از جدش ، از پدرش رافع بن خديج نقل كرده است كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله تنها اجازه فرمود ؛ روز در ميان ، علفِ احُد را بچينند . « 5 » 276 - گفت : عبدالعزيز ، از ابن سمعان ، از ابوحَرْمَلَه مرا خبر داد و گفت :

هامش
( 1 ) . وَرِقان كوهى است سياه رنگ ميان عرج و رويته ، بر دست راست كسى كه از مدينه راهى مكه باشد . بنگريد به : نهاية في غريب الحديث ، ج 5 ، ص 176 .
( 2 ) . حديث مرسل و ضعيف است . سمهودى در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 108 ) آن را نقل كرده است . قدس از كوه‌هاى تهامه است كه آن را جبل عرج هم گفته‌اند . بنگريد به : معجم ما استعجم ، ص 738 .
( 3 ) . اين حديث در صحيح بخارى به اختصار آمده و پيشتر منابع آن گذشت . چنان كه در مجمع الزوائد ( ج 4 ، صص 13 و 14 ) آمده ، طبرانى در معجم الأوسط اين حديث را نقل كرده است . هيثمى گويد : سند مشتمل بر كثير بن زيد است كه احمد و ديگران او را ثقه دانسته‌اند ، اما درباره‌اش اشكال‌هايى است .
( 4 ) . همان حديث پيشين است . منابع آن در شماره 263 معرفى شده است .
( 5 ) . سند حديث ضعيف است .