تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
از همين تنگى جاى نشستن ، از بو و از شدت سياهى و ناله‌ها و شيون‌ها و زبانه كشيدن‌هاى آتش و از تعفن دوزخيان است كه رويشان سياه مىشود و كرم‌هايى بزرگ بر تن آن‌ها پديد مىشوند . پس براى دوزخى ناخن‌هايى چون ناخن گربه مىرويد و عقاب‌ها نيز گوشت او مىخورند ، استخوان او از هم مىگسلند ، خون او مىآشامند و اين عقاب‌ها جز اين خوراك و نوشاكى ندارند . آن‌گاه يك بار ديگر ضربه‌اى بر سينه‌اش زده مىشود و در نتيجه به سر هفتاد سال سقوط مىكند تا بر روى حطمه قرار مىگيرد . چون به روى حطمه مىرسد حطمه بر او و بر شيطانش گشوده مىشود و شيطان او را با زنجير پيش مىكشد و در اين هنگام هرگاه آن دوزخى سر خود بالا مىآورد و شيطان را مىبيند و به چهرهء زشتش مىنگرد روى ترش مىكند و مىگويد :
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ
« 1 » . واى بر تو كه مرا فريفتى . اينك پاره‌اى از عذاب خداوند را به جاى من برگير . شيطان نيز در پاسخ مىگويد : اى تيره‌بخت ، چگونه در حالىكه من و تو امروز در عذاب شريك هستيم به جاى تو چيزى از عذاب خدا را تحمل كنم ؟ سپس ضربه‌اى بر سرش نواخته مىشود و هفتاد هزار سال سقوط مىكند تا به چشمه‌اى مىرسد كه آن را آنيه خوانند و خداوند درباره‌اش فرموده است :
تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ
« 2 » . اين چشمه‌اى است كه داغى و حرارتش پايانى ندارد و از آن زمان كه خداوند دوزخ را آفريده است زير شعلهء آن برافروخته است و همهء دره‌هاى آتش خاموش مىشوند اما اين كانون از حرارت نمىافتد و سرد نمىشود . در اين هنگام فرشتگان مىگويند : اى جماعت تيره‌بختان ؛ نزديك شويد و از آن بنوشيد . چون از آن خوددارى مىورزند فرشتگان گرزهايى آهنين بر آنان فرود آورند و بديشان گفته شود :
ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ * ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
« 3 » . فرموده است : سپس براى آنان جامى از آتش مىآورند كه در آن شربتى از چشمهء آنيه
هامش
( 1 ) . زخرف / 38 : اى كاش ميان من و تو فاصلهء خاور و باختر بود كه چه بد دمسازى هستى . ( 2 ) . غاشيه / 5 : از چشمه‌اى داغ نوشانيده شوند . ( 3 ) . آل عمران / 181 و 182 : بچشيد عذاب سوزان را . اين عقوبت به خاطر كار و كردار پيشين شما است و گرنه خداوند هرگز نسبت به بندگان خود بيدادگر نيست .